تبلیغات
بانک سوالات امتحانی اول تا ششم دبستان (معلم ماکویی) - مدیریت سایه management sunshade
بانک سوالات امتحانی اول تا ششم دبستان (معلم ماکویی)
آموزش ابتدایی تخصص ماست
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وبلاگ آموزشی -علمی-مدیریتی
قلم از موارد سوگند باریتعالی میباشد، بنا بر این حرمتش واجب است پس همیشه نوشتن رهگشا نیست!آنچه از قلم باید بتراود بارقه و رنگ و بوی دردمندانه آنست!درد بسیار است و قلمم یخ زده و مبهوت!قلمم از مجازات و تاوان در مقابل جرم و گناه نکرده غمگین است؟!
استفاده از تمام موضوعات وبلاگ با ذکر منبع بلامانع میباشد

مدیر وبلاگ :مرتضی دادگر اصل
نظرسنجی
دوست ارجمند نظرشما در باره این وبلاگ چیست







در خیلی از سازمان ها ونهاد ها ی اجتماعی به اشكال گوناگون مدیریت سایه اعمال حاكمیت مستتر دارد كه تفاوت آنها درشدت و ضعف اعمال آنها درسازمان ها و نهاد هااست.

.شاید قبل از اغاز بحث لازم باشد. تعریفی از مدیریت سایه بیان شود.

مدیریت سایه» شكلی از اعمال مدیریت است كه دستور دهنده واقعی حضور فیزیكی مشهود ندارد.لكن در قالب وچهره دیگران امر ودستور می راتد.

از نماد های بارز مدیریت  سایه


1.     فرد یا افراد صاحب قدرت و نفوذ،

2.     گروه های سیاسی - احزاب سیاسی ، گروه های غیررسمی

3.     كشورهای صاحب قدرت های سیاسی، نظامی، اقتصادی، تكنولژی و..

كه هركدام درموقعیت وجایگاه مقتضی»  جهت كسب منافع مورد نظرخود نقاب درچهره دیگران می کشند و حكم می رانند .

× فرد یا افراد صاحب قدرت و نفوذ

افراد صاحب قدرت (ثروت، زور، دانایی ) بعضی مدیران سیستم های سازمانی را در حكم وفرمان خود در می آورند. واز طریق آنان دستورات و امیال خود را از زبان و چهره  ظاهرفریب آنان اعمال می كنند.

درمدیریت سایه» مدیر سازمان در ظاهر مدیر سازمان است. در صورتی که مدیر واقعی كس دیگری است كه هیچگونه پست سازمانی تعریف شده ای در سازمان ندارد واز پشت پرده به راحتی حكم می راند.

در این شرایط»  مدیردست نشانده به جای پیش برد مصالح واهداف سازمانی، كلیه منابع وامكانات سازمانی را در جهت تحقق اهداف و منافع فرد یا افرادی بكار می گیرد. كه هیچ كس آنها را نمی بینند و در سایه عمل می كنند. از مشتری گرایی و مخاطب محوری نشانی نیست.

شعارهای مردم فریب داده می شود.   ولی عكس آن عمل می شود مثلا: شعار مدیریت مشاركتی داده می شود. ولی عملكرد ی ساختارگرا حاكمیت می راند  كه در ابن شرایط افراد به مثابه ماشینی در دست گردانندگان اصلی پشت پرده استحمار و استثمار می شوند. كرامت و منزلت انسانی شعاری برای فریب و نیرنگ است.  تا ازاین طریق بتوانند اهداف استثمارگرانه خود را بیشتر به پیش ببرند. جو سازمانی، فرهنگ نیرنگ وفریب است. شعارهای خوب داده می شود لكن عملیاتی ضد شعارها انجام می شود.

 از نشانه های مدیریت سایه

1.     پخمه گزینی و چاپلوس پروری

2.     تضاد بین شعارها و عمل ها

3.     ابهام دراهداف سازمانی وبی برنامه ای

4.     تاكید افراطی برمنافع فرد یا افراد خاص

5.     ترویج فرهنگ چاپلوسی

6.     تسلط فرهنگ اقلیمی بی اعتمادی و غیبت ونیرنگ

7.     مجرمیت دانایی (فهمیدن و دانستن جرم بودن)

8.     فراراندیشه ها از سازمان

9.     تعد د فیلترهای گزینشی وپنهان كاری

10. تشدید در خودی سازی (برای كاهش تعارضات)

11. كاهش رضایت شغلی وافزایش غیبت و تاخیر

12. كاهش بهره وری مثبت

این اتفاق در سازمان ها و نهادی خرد و كلان روی می دهد كه ممكن است این شیوه دركل یك كشور نیز اعمال شود  كه حاصل آن استثمار و بهره كشی انسانی از آحاد جامعه است. كه ادامه روند برای جامعه كشنده ومهلک است. سازمان هایی كه از طریق مدیریت سایه هدایت وكنترل می شوند از حس مسئولیت و پاسخ دهی به دیگران خود را مبرامی دانند .اگر درشرایطی تحت فشار افكار عمومی قرار گیرند . مدیرظاهری سازمان یا دستگاه ذی ربط را قربانی می كنند. و مدیران سایه همیشه در پشت پرده سالم می مانند وحكم می رانند.

شاید بتوان گفت مدیران ظاهری پیش مرگان مدیران سایه هستند كه دانسته یا ندانسته همچون دیگر کارکنان به طریقی دیگر قربانی  منافع و مصالح آنها می شوند. سازمان هایی كه به این طریق مدیریت می شوند .میل به ركود وبازگشت به گذشته دارند. خلاقیت و نوآوری درآنها به ندرت دیده می شود. تاجایی كه با افراد آگاه و خلاق و بدیعه پرداز به دیده شك نگریسته می شود.

اندیشه و نگرش حاكم برسبك مدیریت سیستم سنتی و گذشته گراست. انعطاف دراینگونه سیستم ها حداقل است . در مقابل تغییرات و نوآوروی  مقاومت آشكار و مستتردارد.

 سبك مدیریت این سازمان ها برای افراد صاحب اندیشه كشنده است  كه باعث فرار سازمانی آنها می شود.

دراعمال مدیریت سایه اهداف ومنافع ومصالح عمومی بسیار كم رنگ دیده می شود . واگر در مقطعی اهمیت داده  شود.  آنهم یك نوع  حیله و فرار به جلو است برای گمراه كردن و كسب منافع بلند مدت خود .  منزلت و كرامت انسانی یك شعار تبلیغات تزریقی است .برای مخاطبان منفعل خود  ، برای تحت شعاع قرار دادن. نقاط شبه انگیز وابهام آمیز خود . نه بعنوان یك استراتژی و اهداف سازمانی رشید و تصعید.

دراین سبك مدیریت آن چیزی كه قرار است .انجام نشود سخت تبلیغ تزریقی مثبت می شود. تا در مخاطبان ذهنیت همساز ایجاد كند. و از عوارض و بازتاب كار جمعی گروه كاركنان پیشگیری كند.

درمدیریت سایه كلیه كاركنان دشمنانی تلقی می شوند كه اگر شرایط برای آنها مناسب شود در صدد احقاق حقوق تضیع شده خود برخواهند آمد.

روی  این اصل مدیریت سایه همیشه درصدد چشم و گوش گذاری است تا کلیه فعل وانفعلات کارکنان خود را زیر ذره بین  داشته باشد. و از آگاه شدن كاركنان جلوگیری میكند. چون اگاهی كاركنان با نابودی آنها رابطه مستقیم دارد. دراین سبك اعمال مدیریت است  كه دانایی جرم تلقی می شود. وفرد یا افراد دانا و فهیم باید تاوان پس بدهند. این تئوری تقربیا مقابل تئوری مدیریت كیفیت جامع است  كه دربعضی سازمان ها تا 30% سرانه منابع مالی خود را صرف رشد مهارتهای تخصصی وفكری كاركنان خود می كنند.

 ×-گروه های سیاسی - احزاب سیاسی ، گروه های غیررسمی

 گروه های سیاسی  رسمی  مثل احزاب و تشكل های رسمی همه به نوعی در به وجود آوردن مدیریت های سایه تلاش می كنند و سعی دارند. فرد یا افرادی را بر كرسی قدرت بنشانند كه در ظاهر مدیر سیستم باشد ولی در عمل جهت گیری آنها درجهت تحقق اهداف حزبی و تشكیلاتی آنان باشد. در سبك مدیریت سایه هر تصمیمی مدیر سازمان اتخاذ می كند .مصالح حزبی و تشكیلاتی از نظر او پنهان نمی ماند. وحتی بعضی مواقع در نشست ها و كنكره ها براساس اهداف حزبی اهداف سازمان ها را نیز برای مدیران خود تعیین می کنند. ومدیران ناگزیرنند فقط تصمیمات حزب و تشكیلات را اجرا كنند .نه مصالح مردم و منافع كاركنان و سازمان،را»  كه در دراز مدت اهداف سازمان وحزب دچار گرانباری و شكاف می شود  كه حاصل آن شكست دراهداف سازمان و حزب است  كه نتایج تلخ آن را با ید مردم آن دیار تحمل کنند.

گروه های غیر رسمی (آشکارو نهان)

در محافل شب نشینی و مجالس گروهی تصمیم می گیرند و تصمیمات خود را به مدیر دست نشانده خود امریه می كنند و مدیر دست نشانده ناگزیر به انجام تصمیمات گرفته شده است .مدیر كوچكترین قدرت انعطاف و خلاقیت ندارد . اوهمچون یك مهره در دست كسانی است كه ظاهرا حضور ندارند ولی اوامر آنها موبه مو در سازمان اجرا می شود. ادامه این روند باعث گسست اعتماد و مشروعیت بین كاركنان و مدیریت مجازی می شود كه حاصل ان انحطات سازمانی و كلیه منابع آن است.

 كشورهای صاحب قدرت های - سیاسی، نظامی، اقتصادی، تكنولوژی و..

 كشورهای قدرت مند برای كسب منافع خود دركشورهای جهان سوم سعی وتلاش می كنند .به شكل ائتلاف یا راسا مدیرانی را بركشورهای صاحب منابع و ذخایر به مصدر قدرت بنشانند. گه به اهداف آنها جامه عمل بپوشند. اگرشرایط برای آنها ازاین طریق مهیا نشد.  تلاش می كنند. لااقل فرد یا افرادی بر ساختار قدرت بنشانند  كه از دانش وتخصص برخودار نباشند(پخمه گزینی) تا ازنا توانی اندیشه آنها سوئ استفاده خود را داشته باشند. وبه تعبیری از آدم های ضعیف در راس ساختارهای قدرت استفاده می كنند. تا از بی خبری و جهل آنها كسب منافع خود را به پیش ببرند. اما دراین مسیر هم  موفق نشدند سعی می كنند از اهرم های سیاسی ،اطلاعاتی ، ونظامی بهره گیرنند. (تحریم اقتصادی، حمله نظامی ، کودتا» تحریم تكنولژی و.. ) بهره گیرند.  تا برای کسب منافع خود  مدیران مخلص و کاردان را از پیش روی  بردارند. و منافع نامشروع خود را بدست آورند.  که میزان درک وفهم مردم آن دیار ضامن پیروزی یا شکست آنها است .و  می توان گفت که » ضعف آگاهی افراد جامعه می تواند همچون سربازان دشمن پابه پای آنها  دشنه برقلب مدیران شجاع و آگاه خودشان بزند وافراد نا آگاه آن جوامع  با دستان خودشان عزیزان خودشان را ذبح می کنند. چون جهل تاریکی است ودر تاریکی انسان توان درک دوست از دشمن را ندارد.و بر دوستان خود آن می کند که برای خصم خونین خود می کرده  که تاریخ از این وقایع کم ندیده است.

زیباوب www.zibaweb.com





نوع مطلب : مقالات مدیریتی، 
برچسب ها : مدیریت سایه-مدیریت،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 24 فروردین 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی