تبلیغات
بانک سوالات امتحانی اول تا ششم دبستان (معلم ماکویی) - مطالب مقالات آموزشی
بانک سوالات امتحانی اول تا ششم دبستان (معلم ماکویی)
آموزش ابتدایی تخصص ماست
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وبلاگ آموزشی -علمی-مدیریتی
قلم از موارد سوگند باریتعالی میباشد، بنا بر این حرمتش واجب است پس همیشه نوشتن رهگشا نیست!آنچه از قلم باید بتراود بارقه و رنگ و بوی دردمندانه آنست!درد بسیار است و قلمم یخ زده و مبهوت!قلمم از مجازات و تاوان در مقابل جرم و گناه نکرده غمگین است؟!
استفاده از تمام موضوعات وبلاگ با ذکر منبع بلامانع میباشد

مدیر وبلاگ :مرتضی دادگر اصل
نظرسنجی
دوست ارجمند نظرشما در باره این وبلاگ چیست





تدریس گروهی ؛ مشارکتی همیارانه ؛ تدریس همکارانه؛ تدریس فعال مراحل اجرای الگوی تدریس همیاری

پژوهش نشان می دهد كه با ترتیب دادن همكاری محصلان به شكل دو نفری یادرگروه های كوچك به هنگام كاركردن روی فعالیت ها یا تكالیف ، غالباً نتایج بسیارمثبتی به دست می آید . یادگیری همكارانه ، مزایای عاطفی و اجتماعی ، مانند علاقه ی فزونتربه موضوع درس و ارزشگذاری بیشتر بدان راترویج می كند ونگرش های مثبت و تعاملات اجتماعی در بین آنان راكه ازنظرجنسیت،نژاد،قومیت،سطوح موفقیت وسایرخصوصیات متفاوت هستند ، افزایش می دهد.یادگیری همكارانه ضمناً با در گیركردن محصلان دربحث وگفتگو ظرفیتی برای تحصیل امتیازات شخصی و فرا شناختی به وجود می آوردكه مستلزم آن است تاپردازش اطلاعات مرتبط باتكالیف وراهبرد های حل مسئله راوضوح ببخشند.محصلان وقتی كه دربعضی اشكال یادگیری همكارانه ، به عنوان جایگزین تكمیل انفرادی تكالیف محوله،درگیرمی شوند،به احتما ل قوی نتایج بهتری بروز می دهند .

انسان دوست دارد درجمع شركت كند و مورد پذیرش دیگران قرار گیرد . كودكانی كه مورد پذیرش قرار نگیرند با استفاده ازمكانیسم های دفاعی متعددی احساس نامطلوب خود را بروز می دهند . طرد شدن و مورد قبول دیگران قرار نگرفتن نه تنها كودكان بلكه بزرگسالان رانیز ناراحت ونگران می سازد .
ویژگی رویكرد های سنتی به تدریس عبارتست ازدروسی برای كل كلاس كه دنباله اش ،صرف وقت برای كاردرجا و نشستنی است . در طول این مدت ، دانش آموز به تنهایی روی تكالیف تعیین شده كار می كند . رویكرد های یادگیری همكارانه دروس كل كلاس را محفوظ نگه می دارد ، ولی جای یك بخش از وقت كارانفرادی نشستنی رابه فرصت هایی می دهد كه محصلان دو به دو یا در گروه های كوچك ، در تمرین ها و فعالیت های كاربردی به كار بپردازند . یادگیری همكارانه می توانددرفعا لیت هایی به كاررود كه دامنه ی آنها ازتمرین ومشق تایادگیری داده ها ومفاهیم ، و بحث و حل مسئله وسعت دارد . شاید بالاترین ارزش یادگیری همكارانه این باشد كه راهی است برای متعهدكردن محصلان به یاد- گیری سودمندوجدی كه باوظایف و تكالیف اصیل در یك محیط اجتماعی همراه است .
محصلان در حالت دو به دو یادرگروه های كوچك ، شانس بیشتری برای حرف زدن دارند تا در فعالیت هایی كه به كل كلاس مربوط می شوند .ضمناً احتما ل بیشتری هست كه محصلان كمرو و خجالتی خود را در بیان آراء و نظریات در این محیط های خود مانی تر ، راحت تر احساس كنند . برخی از شكل های یادگیری همكارانه ایجاب می كنند كه شاگردان یكدیگر را در دستیابی فردی به اهداف یادگیری یاری دهند و برای مثال این مهم را بابحث در باره ی نحوه ی پاسخ گویی به تكالیف محوله ، وارسی تكا لیف انجام شده ، یا ارائه پس خور یا كمك مربی به انجام رسانند . سایر اَشكا ل یادگیری همكارانه مستلزم آنند كه شاگردان بایكدیگر برای محقق كردن یك هدف گروهی ، با روی گذاشتن توان ها و امكا نات خود و سهیم شدن در كار همكاری كنند .
الگو های یادگیری همكارانه كه مستلزم كاركردن شاگردان با یكدیگر برای تولید یك محصول گروهی هستند غالباً این ویژگی را دارندكه نوعی تقسیم كاردربین افرادمشاركت كننده درگروه را عملی می كنند .
روش های یادگیری همكارانه بنابربیشترین احتمال ، باعث تقویت نتایج یادگیری می شوند، البته به شرط آن كه اهداف جمعی را بامسئولیت فردی درهم آمیزند.این بدان معنی است كه هرعضوگروه به سهم خوددرقبال تحقق اهداف یادگیری ، جوابگو و مسئول باشد . محصلان می دانند كه از هر عضو گروه ممكن است خواسته شود كه به هر یك از پرسش های گروه پاسخ دهد ، یا ممكن است از فرد فرد آنها درموردآنچه یاد می گیرند امتحان شود .فعالیت هایی كه دراَشكال و شیوه های یادگیری همكارانه مورد استفاده قرارمی گیرندبایدباخوداین شیوه ها تناسب داشته باشند. بعضی فعالیت ها درطبیعی ترین شكل خود به وسیله ی افراد و به تنهایی انجام می شوند . فعالیت های دیگری هستند كه شاگردان دوبه دو روی آنها كار می كنندوبالاخره باز هم فعالیت های دیگری وجود دارند كه به وسیله ی گروه های كوچك سه تا شش نفری محصلان به انجام می رسند .در زمان هایی كه محصلان دارند دو به دو و یا درگروه های كوچك كارمی كنندوظیفه ی معلم این است كه بچرخدو بر پیشرفت كارها نظارت كند ، اطمینان یابد گروه ها دارند كارخود را به شكل ثمربخشی انجام می دهند وهر گونه كمك لازم را در اختیارشاگردان قراردهد .
در گروه چون قدرت و زور و اجباری در كار نیست،راه عملی توسط افراد انتخاب می شود .یكی ازمحاسن گروه آن است كه اعضاء گروه می توانند انتظارات ، امیدها ترس هایشان را مبادله كنند و در ضمن تلاش و فعالیت متوجه می شوند كه دیگران هم مانند او مشكلاتی دارند ، اگراعضای گروه به هم اعتماد كنند و همدیگر راقبول بنمایند یادگیری از طریق بحث وتجزیه وتحلیل انجام خواهد گرفت .
پژوهشگران اظهار داشته اند كه یادگیری یك فرایند اجتماعی است و فعالیت های یادگیری برای رسیدن به مرحله ی تولید دانش و اطلاعات حیاتی است. در سال های اخیر بسیاری از معلمان فواید و اثرگذاری های راهبردهای یادگیری را از طریق همیاری دریافته اند. یادگیری از طریق همیاری یك قالب یا چهارچوب آموزشی است كه در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شكل داده می شوند و به فعالیت می پردازند.
هدف: هدف نهایی از كاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های عالی ذهنی است. در واقع با وجود تفاوت های موجود در روش اجرای الگو، پنج عنصر در استفاده از الگوی یادگیری از طریق همیاری بسیار اساسی به نظر می آید:
همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تكرار بی مورد آموخته هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد كه یادگیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون كارگروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی اثرگذار و تقسیم كار موفق شوند. بنابراین، مشاهده می شود كه دانش آموز در گروه های یادگیری از طریق همیاری باید بیش از یادگیری در قالب الگوهای دیگر به فعالیت بپردازند.
امروزه، متخصصان آموزش و پرورش الگوهای گوناگونی را برای همیاری به كار می برند

مراحل اجرای الگو
1- ابتدا گروه ها شكل می گیرند. گروه های ناهمگن كه دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث كارآمدشدن یادگیری می شود. توجه داشته باشید كه یكی از هدف های یادگیری از طریق همیاری این است كه دانش آموزان یادبگیرند با هر كسی كار كنند.
(اگر هدف تسلط در مهارت های خاصی باشد، می توان از گروه همگن استفاده كرد) پس از تشكیل گروه ها معلم به كمك دانش آموزان قوانینی را تدوین می كنند كه بهتر است تعداد آنها محدود باشد (حدود 3 تا 5 قانون)
كلاس باید در مورد این قوانین توافق كند. این قوانین را می توان در تابلوی كلاس نصب كرد.
نمونه های این قوانین عبارتند از:
- گروه های مختلف نمی توانند با همدیگر صحبت كنند.
- همه عضوی از گروهند و در كارها همه باید شركت كنند و سهیم شوند.
- اول سؤالات خود را از اعضای گروهتان بپرسید بعد از معلم سؤال كنید.
2- در این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی كه از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس كه نیاز به توضیح دارد صحبت می كند (اهداف را بهتر است به طور غیرمستقیم مثلا˝ از طریق پرسش، فعالیت و یا حتی عكس مطرح نمود)
3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود كه در یك زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی كه در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و كار كنند. تنظیم و كنترل وقت در این مرحله لازم است و معلم با حضور در گروه های مختلف ضمن ارزشیابی غیر محسوس از كار گروه ها در صورت ضرورت راهنمایی های لازم را انجام می دهد.
4- در این مرحله نتایج كار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش كار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" می توان از مدیر هر گروه خواست تا در یك زمان مشخص و كوتاه نتایج كار گروه خود را ارائه دهد و سپس معلم یا سایر گروه ها می توانند پرسش هایی از وی یا سایر اعضای گروهش داشته باشند. روش دیگر این است كه هر گروه نتایج كار خود را روی یك برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار كلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد
5- در آخرین مرحله كه مرحله ی ارزشیابی است معلم كار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. در این مرحله معلم می تواند از چك لیست هایی كه در اختیار دارد استفاده كند و اهداف دانشی، مهارتی و نگرشی را مورد نظر قرار دهد. همچنین برای ارزشیابی می توان از گروه ها كمك گرفت و با كمك گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از كار خود (خودارزشیابی) بپردازند.





نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : همیاری در کلاس ؛ یادگیری از طریق همیاری،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 22 دی 1394

 به روایت والتر بنیامین

۱-هرکسی پیش از آغاز نوشتن بصورت حرفه ای می بایست یک خصلت -ناپسند- را در خود بکشد. و آن هم تعصب و جزمیت روی متنی ست که نوشته اید. البته این شرط تنها برای کسانی ست که میخواهند پیشرفت کنند و یک نویسنده حرفه ای بشوند.

۲-بحث در مورد نوشته های شما بدون آگاهی از مطالعات و ذهنیات شما غیر ممکن است. بنابراین مراقب باشید که چه آشغالی را به خورد مغزتان میدهید. برخی از متنها شما را به بیراهه می برند و تمایل روبه رشد شما را عقیم میسازند. نگذارید موتور محرکه ذهن تان تحت هیچ شرایطی خاموش شود. برای ان سوخت مناسب تهیه کنید. سوخت مناسب و با کیفیت

 

۳-از نوشته اتفاقی و اللا بختکی خودداری کنید. میدانم ممکن است بگویید که شما در شرایطی خارج از زمان همیشگی احساس یا فرصت نوشتن پیدا میکنید.ولی خروجی این قبیل نوشتجات احتمالا برای شاعران مناسب است. چراکه نویسندگان باید با برنامه و هدفمند بنویسند. هر روز با یک برنامه مشخص پای میزکار خود بنشینند و با جدیت شروع به نوشتن کنند. این شغل انهاست.

۴- اجازه ندهید اقتضائات و شرایط زندگی روزمره برنامه شما برای نوشتن را به هم بریزد.

۵-از ورود هیچ فکر و ایده ناشناسی به ذهن خود جلوگیری نکنید. حتی اگر برای شما خط قرمز باشد. شما باید توان روحی تصور کردن – و قرار دادن خود – در بدترین شرایط را داشته باشد. این شرایط بد میتواند هر چیزی باشد. از خیانت معشوقه یا همسرتان گرفته تا اسارت در چنگال یک دیکتاتوری

۶- قلم تان را برای مواقع الهام بخش و یافتن ایده همراه خود داشته باشید تا اگر ایده ای به ذهنتان خطور کرد آنرا موقتا درجایی ثبت کنید. نباید فراموش کنید که صحبت کردن درمورد یک ایده با نوشتن آن بسیار متفاوت است. شما با سخن گفتن میتوانید ایده خود را فتح کنید اما با نوشتن میتوانید آن ایده را به مسیری که میخواهید هدایت کنید.

۷-هیچوقت هیچوقت نوشتن را بخاطر نداشتن ایده متوقف نکنید. نویسنده ایده ال از نظر من کسی ست که نوشتن را تنها برای رفع احتجاجات و امروز روزمره قطع میکند و در سایر مواقع دغدغه ای جز نوشتن ندارد.

۸-برخلاف شاعران نویسندگان برای پرکردن خلا ناشی از آنچه الهامات ناخودآگاه خوانده میشود احتیاج به نوعی از شهود و مفاهمه در بیداری دارند. باید این کار را با داشتن نگره هایی بدیع نسبت به زندگی بیاموزید

۹-  روزی بدون نوشتن نمیگذرد. البته برای تنبلها و ادمهای گرفتار ممکن است این روز تبدیل به هفته شود. اما شما سعی کنید هرروز بنویسید.

۱۰- خیال نکنید کاری که شما نوشتید در نهایت کمال است حتی اگر صبح تا شب برای ان وقت گذاشته باشید.

۱۱- به مراحل سه گانه ایده-شیوه-نگارش دقت کنید. طی کردن این مراحل تنها برای مهارت شما در تقلید و کپی کاری ماهرانه از روی دست دیگران مفید است. چون اصرار بر داشتن ایده منبع الهام شما را کور میکند. تلاش برای داشتن سبک قریحه شما را کور میکند و نوشتن بدین شکل بهاییست که شما باید بابت نابودی خود و استعدادتان بپردازید. از من میشنوید اینکار را نکنید./

 

 نویسنده والتر #بنیامین

 مترجم متین مسیحا





نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : اصول نویسندگی [یا نکاتی در مورد نوشتن ونویسندگی]،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 7 دی 1394

در این مقاله به برخی از ویژگی هایی که مونته سوری در کار با کودکان به آن اعتقاد داشت می پردازیم. قبل از همه بخشی از آخرین سخنرانی دکتر مونته سوری در هندوستان را با هم می خوانیم:

هدف ما در این دوره یافتن روش مستقیم تر برای ارایه ی فرهنگی غنی تر به نسل های آینده بود. ما شما را متقاعد می کنیم فرهنگی که به جوانان ارایه می شود، کافی نیست، خیلی بیشتر از این ها می توان عرضه کرد. به عبارت دیگر فرهنگ ارایه شده می تواند نوع وسیعتری باشد. تنها کافی است با سبکی دیگر ارایه شود و هدف ما هم همین است. ما به روشی تجربی در طی زمان آینده می توانیم به شما نشان دهیم چگونه این روش جدید بیشترین مزیت را برای اندیشه ی کودک دارد. این جریان نه تنها خسته کننده نیست، بله محرکی برای نیروهای روانی است. این تلاش چیست؟ تلاش یعنی صرف بیشتر انرژی روانی یا هر انرژی دیگر، تلاش یعنی تقلید و تمرین کردن استعدادها بیش از آن چه فرد فکر می کند در حد توان اوست . تلاش یعنی حرکت فراتر از قدرت. هنگامی که کودک مانعی در فعالیت خود نمی بیند، آماده است خیلی بیشتر از آنچه انتظار داریم کار و فعالیت کند. زیرا با این تمرین فکری سخت است که خود را رشد می دهد و این رشد نه خستگی است، نه تنبلی و نه راحتی. فعالیت حیاتی رشد مداوم است و او هرگز خسته نمی شود. در هر حال قانونی که برای تمام دوره های زمانی رشد صادق است این است که بیشترین تلاش از یک نیروی محرک آنی منشاء می گیرد که به بیشترین میزان رغبت و انگیزه منتهی می شود. بنابراین باید هدف ما این باشد که این تلاش درونی را پرورش دهیم.
۲۹ مارس ۱۹۴۴


خود انضباطی یا آموزش انضباط درونی فرد
موضوع خود انضباطی از موضوع های پایه ای آموزش زندگی عملی در روش مونته سوری است. این  آموزش به کودک فرصت یادگیری بهتر و استفاده ی بهتر از فرصت ها برای هر گونه آموخته ای را می دهد. مهمترین بخش آموزش در خود انضباطی کودکان تحریک حس درونی آنها برای اندیشیدن درباره ی نوع عمل کردشان است. برای کودکان باید مشخص شود دلیل انضباط چیست و چرا آنان باید هر کاری را با برنامه و آرامش خاص انجام دهند. کودکان باید متوجه شوند بی نظمی، جنجال و نداشتن برنامه ریزی چه ضررهایی به آن ها می رساند. پایه ریزی انضباطی در کودک سبب می شود اعتماد به نفس خود او افزایش یابد. قدرت تفکر او تقویت شده و مهمتر از همه این که کودک زودتر به هدف از پیش تعیین شده ی خود برسد . این امر سبب خود تشویقی او شده و لذت کارش را چندین برابر می کند، زیرا سرعت عمل او به دلیل برنامه ریزی قبلی بیشتر بوده است. کودک با آموختن انضباط درونی پی می برد خودش باشد نه یک عروسکی که بزرگترها برای او تصمیم می گیرند. او می آموزد سکوت کند و در فرصت سکوت درباره ی دیگران فکر کند و انتخاب گر باشد . او می آموزد حقوقی دارد و باید به آن احترام گذاشته شود دیگران نیز دارای حقوقی هستند که برای او قابل احترام است. او یاد می گیرد می تواند مستقل عمل کند، هر چند در بسیاری اوقات گروه می تواند کمک خوبی برای پیشبرد اهدافش باشد، این اوست که انتخاب می کند تنها کار کند و یا با دیگران، این امر سبب می شود کودک احساس شخصیت کند و به بزرگترهای خود احترام بگذارد، هم چنان که به کوچکترها اهمیت می دهد و در صورت لزوم راهنمای آن هاست. او می داند اگر گروهش شکست بخورد، خودش هم شکست خورده است. کودکان در کلاس های مونته سوری با احساس صمیمیتی که در جو موجود است تلاش می کنند سلامت جامعه ی کوچک خود را حفظ و در افزایش آن بکوشند. تمامی این اتفاق ها نیازمند هدایت اولیه ی کودکان به وسیله ی مربی آشنا به روش و علوم مونته سوری است. این مربی با توانایی خاص خود و با پایه ریزی مناسب یکی دو ماه ابتدای سال قادر خواهد بود بقیه ی سال را با آرامش کامل همراه کودکان و بدون دغدغه ی فکری سپری کند و در پایان سال بازدهی عملی بسیار خوبی داشته باشد.
وقتی کودک لذت انضباط در هر کاری را درک کند، بسیار راحت می تواند پذیرای آن شود. یک مربی می تواند به جای تهدید کوکان و رفتار دیکتاتورانه با کودکان، گونه ای برخورد کند که کودک برای تغییر رفتار خود تشویق و ترغیب شود. همه ی انسان ها کمال گرا هستند و از زیبایی خود لذت می برند. کودکان هم این لذت را تجربه می کنند. برای مثال اگر کودکی با چهره ای ژولیده و بی نظم به کلاس بیاید مربی می تواند به جای تهدید او گونه ای رفتار کند که کودک ترغیب به انضباط شود. برای این کار مربی می تواند در آینه نگاه کند و درباره آرایش و دندان خود حرف بزند. در این صورت کودک هم که دوست ندارد خود را ژولیده و نامنظم ببیند، تلاش می کند تا مشکل را حل کند. به این ترتیب کودک خود معلم خود می شود، برای خود برنامه ریزی کرده و به آن عمل می کند و از عمل خود لذت می برد. این خود تشویقی بالاترین جایزه ی اوست و سبب می شود کودک به دنبال لذت دیگری بگردد.
مربی در بحث خود انضباطی نباید کودکان را با هم مقایسه کند و یا کودکی را وادار به کاری کند یا از قبل برای او برنامه ای بریزد و به او تحمیل کند، بلکه او باید آن قدر علم و توانایی داشته باشد تا با سیاستی عمیق، زیبایی و لزوم این انضباط را به کودک بفهماند بدین ترتیب کودک خود برای انجام عمل ترغیب می شود. این اتفاق با نوازش کودکان و همراه کردن آنان در مسیر دلخواه می افتد. اشتیاق ذاتی کودکان برای یادگیری با فرصت دادن برای به کارگیری فعالیت های اختیاری و غیر اختیاری و با راهنمایی مربی آموزش دیده تشویق می شود. کودکان در حین کار قدرت تمرکز خود را تقویت می کنند و احساس خوش آیندی از حس خود انضباطی خویش به دست می آورند.
در چارچوب این امر کودکان گام های خود را متناسب با فعالیت های خود گسترش می دهند. تغییر شکل و دگرگونی کودکان از تولد تا بزرگسالی به وسیله ی طرح های پیش رفته اتفاق می  افتد. فعالیت های مونته سوری برای پذیرش تغییرات شخصی و علایق کودک، تغییراتی در نقطه نظرها و عادت های روزمره داده است. مونته سوری ها عقیده دارند کودکان تا قبل از ۶ سالگی کاوش گران حسی هستند که نیروی درک خود را به وسیله ی فراگیری محیط و فرهنگ بنا می کنند.
کودکان در این دوره آن چه را دکتر مونته سوری به نام ذهن جذاب نامیده است نشان می دهند. این نوع  ذهن توانایی بی نظیر، اما ناپایداری دارد که همه ی جنبه های فیزیکی و معنوی محیطی را جذب می کند. او این عمل را بدون تلاش یا خستگی انجام می دهد. کودک به دلیل کمک به خودسازی به کارهای شخصی تشویق می شود. دنبال کردن توانایی های کودکان آنان را برای تکفر با نظم و تربیت و به نمایش گذاشتن خود یاری می دهد.
 مونته سوری دریافت همه ی کودکان در گذر از دوران رشد حواس پنج گانه خود، نوساناتی را تجربه می کنند.


قیاس و تضاد در روش مونته سوری و روش سنتی
کودکان در روش مونته سوری می آموزند به شکل گروهی و مستقل فعالیت کنند. آن ها به دلیل تشویق در تصمیم گیری از دوران اولیه ی کودکی قادرند بسیاری از مشکلات و مسایل خود را حل کنند. در عین حال این کودکان حق انتخاب ویژه برای ارایه ی فعالیت و مدیریت زمان دارند. آن ها تشویق می شوند ایده ها را تغییر دهند و با دیگران آزادانه گفت و گو کنند. مهارت آنان در شریک شدن سبب هماهنگی شان با روش های جدید می شود. برنامه های مونته سوری بر پایه ی خود محوری است، نه فعالیت های رقابتی. کمک به توسعه تقویت ذهنی و اعتماد در قالب و تغییر دیدگاه های مثبت در مقایسه ی روش مونته سوری با سایر روش ها ملموس است.


زندگانی عملی
تجربه های زندگی عملی به کودک مراقبت از خود، دیگران و میحط را می فهماند. فعالیت ها شامل عملیاتی است که کودکان به عنوان بخشی از زندگی روزانه در خانه انجام می دهند. مانند شست و شو، اتو کردن، ظرف شویی، تزیین گل ها و غیره.
عناصر و عوامل که سبب آمیزش بشر با دیگران می شود، با مهربانی و فروتنی معرفی شده و به وسیله ی همین فعالیت ها کودکان هم کاری جسمانی را گسترش می دهند و قادر به حرکت می شوند. بدین ترتیب آن ها به کاوش محیط می پردازند. کودکان فعالیت ها را از آغاز تا پایان آموخته و پی گیری و اراده ی خود را در کار گسترش می دهند.
این اتفاق در تعریف مونته سوری به عنوان خمیری مایه ی حرکت نیروی درک مطرح است.
مواد و اجسام حسی به عنوان ابزاری برای پشرفت محسوب می شود. کودکان شناخت و ادراک سودمندی را دنبال می کنند و نظم و دسته بندی ادراک را می آموزند. آن ها این اتفاق را به وسیله ی لمس کردن، دیدن، بوییدن، چشیدن، شنیدن و جست و جوی استعدادهای خاص فیزیکی محیط انجام می دهند که به وسیله ی مواد و اجسام طراحی شده ی خاص قابل انجام است.


زبان
زبان مساله ی حیاتی بشر است. محیط مونته سوری فرصت های خوبی را برای زبان شناسی جامع و غنی آماده کرده است. زمانی که کودکان وارد کلاس می شوند، به آنان به وسیله ی ساده ترین راه ممکن، شانس غنی سازی که در دوران کوتاه زندگی شان آموخته اند، داده می شود. این آموزش با ظرافت و زیبایی خاص خود انجام می گیرد. آن ها در این روش با توجه به استعدادهای خاص خود در آموختن، به کشف و جست و جو می پردازند. نوشتن را در صورتی که خسته کننده نباشد، می آموزند. نتیجه ی این کار خواندن است. کودکان هرگز روزی را که نمی توانستند بخوانند و بنویسند، به خاطر نمی آورند.


گسترش فرهنگ
علومی چون تاریخ، زیست شناسی، گیاه شناسی، جانور شناسی، هنر و موسیقی به عنوان گسترش دهنده ی فعالیت های زبانی و حسی کاربرد دارند. کودکان درباره ی دیگر فرهنگ های گذشته و حال مطالعه می کنند. این موضوع به آن ها احترام به خود و عشق به محیط را می آموزد. آن ها حس هم کاری و انسجام با خ انواده ی بشری جهان و سرزمین را خلق می کنند. تجربه ها در طبیعت همراه با مواد موجود در آن احترام به زندگی را بر می انگیزد. تاریخ برای کودکان به وسیله ی هنر و موسیقی قابل تداعی است.


ریاضیات
قوانین ریاضی به یادگیری کودک و درک مفاهیم ریاضیات به وسیله ی کار با مواد واقعی و پیوسته کمک می کند. این کار کودک را برای پی ریزی محکم قوانین بنیانی ریاضی آماده می کند.
در یک بررسی کلی برنامه ی آموزشی مونته سوری بر روی پنج سطح متمرکز می شود:
۱ – زندگی عملی،
۲- فراگیری آگاهانه به وسیله ی حس ها،
۳- هنر تکلم،
۴- ریاضیات و شناخت زمین،
۵- موضوع فرهنگی


زندگی عملی
در زندگی عملی کودک می آموزد چه گونه بند کفش هایش را ببندد. کتش را بپوشد، پیش غذایش را آماده کند و بخورد و بدون کمک دیگران به دست شویی برود و بدون ریخت و پاش خودش را تمیز کند.
 فراگیری آگاهانه به وسیله ی حس ها،
تمرکز هر حس، کودکان را به آموختن وا می دارد برای مثال یک کودک برگ های ریخته شده را مطالعه می کند و احساس می کند چگونه آن برگ ها خرد و شکسته می شوند.


 هنر تکلم
کودکان تشویق می شوند افکار خود را به شکل شفاهی بیان کنند. آن ها می آموزند حرف ها را با نشانه گذاری از هم تمیز دهند و به همین شیوه در خواندن، هجا کردن قواعد و مهارت های خوش نویسی پیش رفت می کنند.


ریاضیات و شناخت زمین
کودکان یاد می گیرند چیزهای پیش رویشان را بشمارند تا بعدها بتوانند اشیاء سخت و جامد مانند مهره های رنگی را شمارش کنند.


موضوع فرهنگی
کودکان درباره ی کشورهای دیگر می آموزند . (جغرافیا) هم چنین حیوانات و چگونگی زیست آن ها را بررسی می کنند (جانورشناسی) زمان، تاریخ، موسیقی و سایر علوم از موضوعات فراگیری است.
همه ی این موضوعات در یک روند تکمیل کننده ی هم و به هم گره خورده است. اسباب بازی و وسیله های اختصاصی پیش رفته (وسیله های کمک آموزشی) باید به گونه ای در محیط کلاس گسترده باشد که ابتدا کودک بتواند ببیند چه می خواهد و کدام را بایستی انتخاب کند، سپس مسوولیت کار را بپذیرد.
انتخاب ها شامل: کتاب ها، بازی ها پازلی، هنر طراحی، اسباب بازی های آزمون های فضایی و غیره.
وقتی کار کودکان به پایان رسید، وسایل را سر جای خود می گذارند و به طرف چیز دیگری می روند. انضباط روزانه این فرصت را به کودکان می دهد که به صورت تنها و یا گروهی بازی کنند. راهنماها گروهی و یا فردی با کودکان کار می کنند. در مدرسه ی مونته سوری تنها معلمان درس نمی دهند، بلکه کودکان بزرگتر به کودکان کوچکتر مهارت های جدید را می آموزند.
روش مونته سوری بر پایه ی تفاوت فردی است. کودکان وقتی برانگیخته می شوند که خودشان یاد بگیرند. اگر آن ها با اشتیاق بر روی طرح خاصی متمرکز شوند، دریافت بهتری دارند و می آموزند که خودشان را آموزش دهند.
هدف مدارس مونته سوری این است که تا حد امکان کودکان را برای گسترش توانایی های خود یاری دهد. این توانایی توسعه ی یافته از طریق آمادگی محیط، رفتار معلم ها و استفاده از اراده ی آهنین مونته سوری امکان پذیر است.


آموزش سنتی
۱ – تاکید بر دانسته ها و توسعه ی اجتماعی
۲- غالب و فعال بودن معلم، تابع بودن کودکان
۳- ایجاد انضباط اجباری و از طریق انگیزه های بیرونی اتفاق می افتد
۴- آموزش فردی و گروهی هماهنگ با آموزشهای بزرگ ترها انجام می شود.
۵- گروهها حسی هستند.
۶- بسیاری از آموزش ها به وسیله ی معلم و بدون تشویق به هم کاری شکل می گیرد.
۷- انتخاب دوره های تحصیلی برای کودکان با توجه ی بسیار کم به توانایی و حضور کودکان
۸- کودک به وسیله ی معلم راهنمایی شده و ایده می گیرد.
۹- کودکان فرصت محدودی برای کار ویژه ای که به آن ها سپرده می شود دارند.
۱۰- گام های آموزشی به وسیله ی گروه ها و یا معلم هماهنگ می شوند.
۱۱- اگر کلیات کار درست باشد، نکته های اشتباه به وسیله ی معلم مناسب سازی می شود.
۱۲- آموزش تقویت برونی توسط عادت بازگویی و تشویق و تنبیه شکل می گیرد.
۱۳- برای گسترش حواس ابزار محدود وجود دارد.
۱۴- تاکید کمی بر روی مراقبت از خود و بهداشت
۱۵- کودکان برای خود وکیل یا نماینده انتخاب می کنند و تشویق می شوند بر جای خود بنشینند و در جلسه های گروهی تنها شونده باشند.
۱۶- حضور والدین نه بر اساس شرکت در پروسه ی آموزشی است، بلکه بر اساس قاعده های تعیین شده عمل می کنند.


آموزش مونته سوری
۱ – تاکید برداشته های علمی، پایه ها و توسعه ی اجتماعی
۲- نقش فرعی معلم – کودکان در آموزش فعال و شریک هستند
۳- محیط و روش مشوق انضباط درونی است
۴- آموزش فردی و گروهی ، هماهنگ با تمایلات هر دانش آموز و متناسب با روش ها انجام می شود.
۵- گروه های متفاوت سنی با هم حضور دارند.
۶- کودکان به آموزش و هم ک اری و کمک به یک دیگر تشویق می شوند.
۷- انتخاب کار به وسیله ی خود کودکان با توه به توانایی و حضور کودکان
۸- استفاده از عقیده های خود کودکان برای استفاده از ابزار آموزشی
۹- کودکان به اندازه ای کار می کنند که پروژه ی انتخابی آن ها لازم دارد.
۱۰- کودک، گام های آموزشی را با اطلاعات درونی خود هماهنگ می کند.
۱۱- کودکان به نقاط ضعف خود با بررسی مجدد ابزار پی می برند.
۱۲- آموزش تقویت درونی کودکان به وسیله ی گفت و گو درباره ی فعالیت ها و احساسات درونی خویش (خودتشویقی) شکل می گیرد.
۱۳- برای گسترش حواس ابزارهای چند لایه وجود دارد.
۱۴- سازمان دهی برنامه برای مراقبت از خود و بهداشت شخصی و عمومی
۱۵- کودکان می توانند در جای مناسب کار کنند، به اطراف حرکت کنند، در صورت لزوم صحبت کنند، در کارهای گروهی نظر بدهند و در انضباط و اداره ی کلاس هم کاری کنند.
۱۶- سازمان دهی برنامه ی والدین، تفهیم فلسفه ی مونته سوری و شرکت آن ها در پروسه ی آموزش.

 





نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : چند ویژگی برتر در روش مونته سوری،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 دی 1394
این درس ها به چه دردی می خورد؟

 
کشورهایی وجود دارند که نتوانستند با وجود تلاش هایشان برای تغییر نظام آموزشی کاری از پیش ببرند و مشکلاتی دارند که چالش های زیادی را در کشور پدید آورده است. ایران یکی از این کشورهاست که سیستم آموزشی پرنقصی دارد.

این درس ها به چه دردی می خورد؟

کشورهای پیشرفته دنیا برای سیستم آموزشی دانش آموزان قوانین مشترکی وضع کرده اند. هدف کلی نظام های آموزشی این است که نسل جوانی را برای فعالیت عرصه اجتماعی آماده کنند که کارایی، تاثیرگذاری موثر و بهره وری بالایی داشته باشند، اما کشورهایی وجود دارند که نتوانستند با وجود تلاش هایشان برای تغییر نظام آموزشی کاری از پیش ببرند و مشکلاتی دارند که چالش های زیادی را در کشور پدید آورده است. ایران یکی از این کشورهاست که سیستم آموزشی پرنقصی دارد.

سیستم آموزشی در کشورها براساس 2 عامل مهم برپا می شود. برپایی سیستم آموزشی براساس عوامل فرهنگی و مسائل علمی. فرهنگ یکی از موارد اصلی است که باعث می شود سیستم آموزشی کشور از آن بهره بگیرد. در بعضی از فرهنگ ها سنت ها قوی عمل می کنند و سیستم آموزشی مجبور است از آموزش هایی صرف نظر کند. در جامعه ما نیز نقش پررنگ دین و سنت ها را در سیستم آموزشی مان مشاهده می کنیم. گرچه فرهنگ پیشینه و اعتبار هر ملتی است ولی تا حدی زیادی محدودکننده سیستم آموزشی است.

در کشورهای غربی تاکید سیستم آموزشی روی مسائل علمی است. در این کشورها اصلا توجهی به سنت ها نمی شود. سیستم آموزشی آمریکا که کشوری مهاجرنشین محسوب می شود و تمدن قدیمی ندارد تا بتواند باورها، اعتقادات و سنت ها را در نسل جدید احیا کند سیستم موفقی است چون به راحتی قابلیت تغییر را دارد. این کشور با تئوری های جدید پیش می رود و به نیازهای نسل جدید اهمیت می دهد.

انتخاب دروس اشتباه

ما هنوز به خوبی نمی دانیم چه دروسی برای دانش آموزان لازم است. برزگسالانی که مراحل آموزشی را طی کرده اند بعد از سال ها از خودشان سوال می کنند مثلا دروسی مثل هندسه، جبر و... چه فایده ای برای ما داشت؟ اصلا چه نیازی به خواندن و دانستن آن ها داشتیم و نقش آن دروس در زندگی روزمره ما چیست؟ البته نمی توان این موضوع را نادیده گرفت که دروس مختلف باعث خلاق و کنجکاو شدن ذهن می شود و بعضی از دانش آموزان در آینده شکل هایی مرتبط با آن پیدا می کنند ولی چرا سیستم درسی را انتخاب نمی کنیم که علاوه بر خلاقیت ذهن در زندگی همه دانش آموزان کاربرد داشته باشد یا دانش آموز از همان ابتدا بتواند دروس مورد علاقه اش را انتخاب کند؟

همراه نبودن دانش نظری و عملی

دانش نظری باید با دانش عملی همراه شود. کشورهای غربی این کار را با موفقیت انجام داده اند. یعنی اگر کسی رشته کشاورزی را انتخاب می کند معنایش این نیست که بعد از اتمام درس وارد اداره شده و پشت میز بنشیند. چنین فردی حتما باید حین و بعد از اتمام تحصیلات وارد مزرعه شود و از این اطلاعات قوی برای تولید استفاده کند.

استرالیا در صنعت کشاورزی به خوبی توانسته دانش نظری را با دانش عملی همراه کند و در این زمینه به موفقیت بزرگی برسد. تا چند سال قبل طرحی به نام طرح کاد وجود داشت و دانش آموزان ضمن یادگیری دانش نظری، حرفه عملی آن را نیز انجام می دادند. این طرح نیز به دلایل زیاد موفق نبود.

دانش آموزان غیرفعال

اگر به کلاس های درسی مان دقت کنیم، متوجه می شویم که از دوران کودکی سیستم به این منوال بود که معلم ها می گفتند و دانش آموزان می نوشتند و آن را می آموختند و دانش آموزان نمی توانستند و نمی توانند نظری بدهند، در عقاید خود، ایستادگی کنند یا راه تازه ای را بروند. فضای آموزشی ما باید این اجازه را بدهد که دانش آموزان طرح جدید بدهند و ابداع داشته باشند.

دخالت خانواده ها

هرگاه صحبت از مشکلات سیستم آموزشی به میان می آید توجه ها به سوی معلم و مسئولان معطوف می شود. در حالی که خانواده ها نیز در نقصان سیستم آموزشی نقش بزرگی دارد. گاهی اوقات خانواده ها هستند که راه های نادرست را به فرزندانشان تحمیل می کنند چون می خواهند آمال سرخورده خود را در فرزندانشان مشاهده کنند. مثلا می گویند آرزوی ما این است که تو دکتر، مهندسی یا خلبان شوی بدون اینکه به استعداد و علایق کودکشان توجه کنند. ممکن است کودکشان هیچ علاقه ای به رشته پزشکی، فیزیک و... نداشته باشد و استعداد او در زمینه هنری باشد و بتواند نقاش خیلی خوبی شود.

این درس ها به چه دردی می خورد؟


به بازنگری آموزشی نیاز داریم


بازنگری در دروس آموزشی باید به یک فرایند مستمر تبدیل شود نه یک فرایند مقطعی. باید به هر درسی با دقت توجه کنیم و ببینیم که این درس چه فایده ای برای دانش آموز دارد و در آینده چه کاربردی در زندگی اش خواهد داشت. نکته بسیار عجیب و جالبی که در دروس تحصیلی ما وجود دارد این است که دانش آموزان بلافاصله بعد از امتحان درس را کاملا فراموش می کنند. مثلا دانش آموز سال ها درس عربی و انگلیسی می خواهند ولی قادر نیست یک جمله ساده را ادا کند.

به ندرت در جامعه ایرانی دانشجویی می بینیم که بتواند بعد از فارغ التحصیلی به راحتی انگلیسی صحبت کند مگر اینکه خودش و خارج از محدوده تحصیلی اقدام به این کار کند ولی در پاکستان، هندوستان و... دانش آموزان خیلی خوب انگلیسی حرف می زنند.

به نظر من یا طراحی درس نادرست است یا معلم مشکل دارد. چرا آموخته ها باید تا این اندازه پراکنده باشد؟ اولین ویژگی علم حالت انباشتی بودن است یعنی دانش روی دانش های قبلی بنا شود.

به آینده نگاه کنیم

باید آینده نگر باشیم. انسان باید در آینده بنشیند و به حال نگاه کند. خودمان را در 20 سال دیگر تصور و مسیر درست را مشخص کنیم. اگر برنامه ریزی درست باشد و خطاهای قبلی را تکرار نکنیم و از تجربیات کشورهای دیگر استفاده کنیم، حتما موفق می شویم و حتی یک فرد بیکار نخواهیم داشت.
-
کارشناس: دکتر محمدمهدی لبیبی - جامعه شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی
تنظیم کننده: پرنیان پناهی
 میگنا




نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : این درس ها به چه دردی می خورد؟، مقاله اموزشی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 18 آذر 1394
انسان‌های خوشحال به موفقیت‌های بیشتری دست پیدا می‌کنند. پس چرا نباید همیشه خوشحال و شاد باشیم؟ اینکه بتوانیم در محیطی شاد کار کنیم باعث می‌شود که روند کاری بهتری داشته باشیم.
وب سایت دیجی کالا: انسان‌های خوشحال به موفقیت‌های بیشتری دست پیدا می‌کنند. پس چرا نباید همیشه خوشحال و شاد باشیم؟ اینکه بتوانیم در محیطی شاد کار کنیم باعث می‌شود که روند کاری بهتری داشته باشیم. یک فرد شاد رابطه‌ی خوبی هم با همکارانش دارد و بدون دردسر فعالیت‌های روزانه‌ی خودش را به پایان می‌رساند. پس پیشنهاد می‌کنیم که همیشه شاد باشید. البته برای شاد بودن و داشتن یک محیط کار شاد و هیجان‌انگیز، باید کارهای مختلفی انجام دهید. در این مطلب ۱۲ راه مختلف برای داشتن یک محیط شاد را به شما معرفی می‌کنیم.

۱۲ روش برای ساختن محیطی شاد

۱. روز را بدون استفاده از تکنولوژی‌های مختلف شروع کنید

بیدار شدن بدون زنگ هشدار تلفن‌های همراه هوشمند به یک کار غیرممکن تبدیل شده است. سعی کنید بعد از خاموش کردن زنگ گوشی، آن را از خودتان دور کنید. در زمان صبحانه خوردن، ایمیل‌های خودتان را چک نکنید و قهوه یا چایی خود را بدون گوش کردن به پیام‌های صوتی بنوشید. اگر بتوانید صبح را با ۳۰ دقیقه دوری از تکنولوژی آغاز کنید، قطعا یک شروع خوب خواهید داشت.

۲. هر چند وقت یک‌بار از محیط کار خود خارج شوید


نور خورشید می‌تواند در روحیه‌ی شما تاثیرگذار باشد. سعی کنید هر چند ساعت یک‌بار از محیط کار خود خارج شوید و چند دقیقه‌ای را در فضای آزاد سپری کنید.

نور خورشید باعث می‌شود که بدن ویتامین D جذب کند و این کار روحیه‌ی شما را بالاتر می‌برد و باعث می‌شود که بهتر کار کنید. اگر کارتان به شکلی است که نمی‌توانید آن را ترک کنید، سعی کنید آخر هفته به محیط‌های باز مانند پارک و جنگل بروید.

۳. در لحظه روی یک کار تمرکز کنید

وجود شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و تلفن‌های همراه هوشمند باعث شده که تمرکز روی کارهای مختلف بسیار سخت باشد. باید سعی کنید در هر لحظه روی یک موضوع کار کنید. تمرکز داشتن روی یک فعالیت باعث می‌شود که دست به کارهای خلاقانه بزنید.

۴. فعال باشید

فعالیت فیزیکی هر کسی متفاوت است. سعی کنید به اندازه‌ی مناسب فعالیت فیزیکی داشته باشید. فعالیت‌های فیزکی مانند ورزش کردن باعث می‌شود روحیه‌ی شادی داشته باشیم.

۱۲ روش برای ساختن محیطی شاد

۵. مدیتیشن کنید

در هر روز مدت زمان مشخصی را برای مدیتیشن کردن بگذارید. در این زمان هیچ کاری نکنید و ذهن خود را آزاد بگذارید. در ابتدا انجام دادن چنین کاری بسیار سخت خواهد بود، اما پس از مدتی باعث می‌شود که بتوانید به راحتی بسیاری از مشکلات را حل کنید.

۶. با دوستان و آشنایان خود در ارتباط باشید

سعی کنید با فامیل خودتان به وسیله‌ی موبایل، شبکه‌های اجتماعی یا به صورت حضوری در تماس باشید. حتی می‌توانید با دوستان‌تان به مسافرت بروید و زمانی را با آن‌ها بگذرانید.

7. در یک ساعت مناسب بخوابید

هر فرد با یک مقدار خوابیدن می‌تواند یک روز خوب داشته باشد. برای این‌کار باید سعی کنید در ساعت مناسبی بخوابید. روزانه بین ۷ تا ۸ ساعت بخوابید تا بتوانید با انرژی بیشتری کارهای خود را انجام دهید.

۸. بخوانید و بنویسید

زمانی را برای کتاب خواندن صرف کنید و سعی کنید مطالبی هم بنویسید. نوشتن می‌تواند درباره‌ی موضوعات مختلف باشد. هر روز کمی از افکارتان را بنویسید تا بتوانید احساس خود را بروز دهید. داشتن یک دفترچه‌ی خاطرات یا یک دفترچه‌ی یادداشت برای این کار بسیار مناسب است.

۹. تفریح کنید

بعد از یک روز سخت کاری، بد نیست کمی تفریح کنید. تفریح کردن از میزان اضطراب شما کم می‌کند.

10. یک لیست از کارهایی که باید انجام دهید، به وجود بیاورید

لیستی از کارهایی که باید انجام دهید را درست کنید و سعی کنید در پایان روز آن‌ها را انجام دهید. البته نباید تمام زمان خود را برای به پایان رساندن این کارها صرف کنید چرا که باید انرژی خودتان را برای روز بعد هم نگه‌دارید.

۱۲ روش برای ساختن محیطی شاد

۱۱. منظم باشید

در طول روز ۱۵ دقیقه زمان برای مرتب کردن محیط کار خود بگذارید. البته شاید این کار کمی بیشتر از ۱۵ دقیقه یا حتی کمتر از آن زمان ببرد.

۱۲. زمانی را برای پایان دادن به کارهای خودتان در نظر بگیرید

اگر قرار نیست که در آخر هفته کار کنید، هیچ کاری را انجام ندهید. ناتمام گذاشتن کارها ممکن است راحت نباشد ولی باید بین کار و زندگی شخصی خودتان حد و مرزی به وجود بیاورید. داشتن زندگی شخصی شاد باعث می‌شود که در محیط کار هم شاد باشید.



نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : ۱۲ روش برای ساختن محیط کاری شاد،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 آبان 1394
http://hw8.asset.lenzor.com/lp/12692779-6842-l.jpg

http://hw8.asset.lenzor.com/lp/12692773-6888-l.jpg

http://hw8.asset.lenzor.com/lp/12692774-3902-l.jpg




نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : کلاس معکوس بستری برای -یادگیری،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 26 مهر 1394

 سال ها از زمان مدرسه رفتنم می گذرد اما هنوز این روزهای اواخر شهریور قلبم محکم تر می زند. از نیمه شهریور که گاه گاه هوا حال و هوای پاییزی می گیرد انگار زمان نیز تند تر می گذرد، گویی عجله دارد برای رسیدن به مهر. مهر نام خوبی برای ماه شروع مدرسه است. شروع مدرسه باید پر از مهربانی باشد تا شوق آغاز مدرسه بتواند غم پایان تعطیلات را از دل ببرد.

در این مطلب توصیه هایی داریم برای آنکه شروع مدرسه را مانند این شعر خاطره انگیز برای بچه ها شیرین کنیم.

 باز آمد بوی ماه مدرسه            بوی بازی های راه مدرسه

بوی ماه مهر، ماه مهربان             بوی خورشید پگاه مدرسه

از میان کوچه های خستگی       می گریزم در پناه مدرسه

باز می بینم ز شوق بچه ها        اشتیاقی در نگاه مدرسه

زنگ تفریح و هیاهوی نشاط        خنده های قاه قاه مدرسه

باز بوی باغ را خواهم شنید        از سرود صبحگاه مدرسه

روز اول لاله ای خواهم کشید    سرخ بر تخته سیاه مدرسه


۱. خستگی تابستان را به در کنید

بهتر است در این روزهای پایانی از مسافرت های طولانی و خسته کننده اجتناب کنید. کلاس های تابستانی نیز این روزها کم کم به پایان می رسد. بگذارید با کمی آرامش، شور پاییز، تنبلی و خستگی تابستان را ببرد و با آوردن رنگ های پاییزی به دکوراسیون منزل کیف خود را کوک کنید.

۲. شور و شوق مدرسه را در خانه ایجاد کنید

سعی کنید فضای خانه را شاد نگه دارید. برای ایجاد شور و شوق مدرسه در فرزندانتان آنها را برای خرید لوازم تحریر و لباس های جدیدشان با خود ببرید. با هم دفاترشان را جلد کنید و سعی کنید در جلد کردن آنها از خلاقیت های فرزندانتان استفاده کنید. نام و مشخصاتشان را روی لوازم تحریر و دفتر و کتاب هایشان بنویسید. حتی می توانید با کمک کودکتان وسایل خلاقانه مثل ساخت میز تحریر و جاقلمی برای اتاقش درست کنید.


۳. از وضعیت سلامت فرزندتان مطمئن شوید

مطمئن شوید که فرزندتان در وضعیت مناسبی از لحاظ سلامت جسم و روان قرار دارد. در صورت نیاز او را برای بررسی سلامت کامل قبل از شروع مدرسه به پزشک و دندان پزشک ببرید.

۴. برنامه غذایی و استراحت فرزندتان را تنظیم کنید

در این روز های باقی مانده تمرین برنامه زمانی صرف غذا و استراحت در طول سال تحصیلی ضروری است. زمانی که این کار را انجام می دهید هنگام شروع مدرسه فرزندتان احساس استرس و فشار روانی نخواهد کرد. پس از همین الان شب ها قبل از ساعت ۹ تلویزیون را خاموش کنید و به همراه فرزندتان برای خواب آماده شوید.

۵. ایجاد ارتباط در مدرسه را با فرزند خود تمرین کنید

 با کودک خود نقش بازی کنید که در روز اول مدرسه، چگونه به جمع ملحق شود،  چگونه شروع به گفتگو کند و پاسخ دادن به دیگران را با کودک خود تمرین کنید. با آماده کردن روش های پاسخ گویی به سئوالات اولیه معلمان و دیگر همکلاسی ها و تمرین آنها با کودک در خانه می توانید اعتماد به نفس او را افزایش دهید .
با فرزند خود در رابطه با مدرسه، دلیل رفتن به مدرسه، و تجربیات خود از مدرسه صحبت کنید و کارهایی را که فرزند شما برای رفتن به مدرسه نیاز دارد، مثل جمع کردن کیف مدرسه را با او تمرین کنید.

۶. اعتماد به نفس و استقلال فرزندتان را تقویت کنید

 او را آماده کنید تا مستقل باشد. به‌خصوص بچه‌های کوچکتر، عدم‌استقلال در آنان موجب استرسی واقعی می‌شود. برای جلوگیری از آن به او کمک کنید تا به تنهایی لباس‌هایش را بپوشد و در‌بیاورد. فرزند خود را تشویق کنید تا احساسات و مشکلات خود را به طور آشکار با شما و آموزگار در میان بگذارند و کاری کنید که از حمایت شما نسبت به خود اطمینان پیدا کند.

۷. اجازه دهید وسایل مورد علاقه اش را با خود به مدرسه ببرد

داخل کیفش چند تا از وسایل شخصی که به آنها علاقه دارد را نیز قرار دهید. شیئی که به آن علاقه خاصی دارد مثل یک اسباب بازی، عکس‌هایی که جمع‌آوری می‌کند، و یا یک عروسک پارچه‌ای. با این عمل، به او اطمینان خاطر می‌دهید که قسمتی از محیطی که به آن عادت دارد را به همراه دارد.

۸. به فرزندتان بیاموزید که کیف و لباسش را آماده کند

 از شب قبل لباس، کفش و جوراب کودک خود را آماده کنید. به فرزند خود کمک کنید خودش کیف مدرسه خود را جمع کند و تنقالت، میوه و ناهار را در آن قرار دهد. در صورت نیاز یک دست لباس زیر اضافه و لباس جداگانه را هم دریک کیسه پالستیکی نهاده در کیف او قرار دهید. بگذارید فرزند شما بداند که این لباس ها در ساک او هست تا اگر در مدرسه به آنها نیاز پیدا کرد خیالش راحت باشد. حتما یک یادداشت به همراه شماره تلفن های ضروری در کیف فرزندتان قرار دهید.

مطلب پیشنهادی: ایده های زیبا برای تزئین غذا و دسرهای خوشمزه!(۱)

ایده های زیبا برای تزئین غذا و دسرهای خوشمزه!(۲)

۹. حمایت خود را به فرزندتان نشان دهید

حمایت خود را نشان دهید، چرا که کودکان نیز علاوه بر شما مضطرب می شوند. پیش از فرستادنشان به مدرسه با محبت و لبخند آنها را بدرقه کنید. کودکان از اضطراب و یا انرژی مثبت شما تاثیر می پذیرند. پس مثبت و آرام باشید و در موقعیت های مختلف واکنش شدید نشان ندهید. اگر در شهر های بزرگ زندگی می کنید برای آنکه ترافیک اول مهر شما را اذیت نکند صبحانه کودکان را بردارید و یک ساعت زود تر از خانه بیرون بیایید تا به راحتی به مدرسه برسید. اگر مسیر خانه تا مدرسه کوتاه است با او دست در دست و قدم زنان به مدرسه بروید و حتما برای عبور از از خیابان از پل عابر و خط کشی عبور کنید. 

۱۰. مدرسه فقط جایی برای درس خواندن نیست، فضایی برای کسب تجربه های تازه است. برایتان یک سال تحصیلی پر تجربه آرزو می کنیم!





نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 24 شهریور 1394

 
رشته روان شناسی شامل مطالعه ذهن و رفتار و ارتباط بین آنها است. هدف روان شناسی شناخت فرد همانند رفتار اجتماعی او است. اگر چه برخی از الگوهای رفتاری و دلایل آنها بدیهی به نظر می‌رسند، اما برخی از این الگوها هنگام بررسی کاملاً حیرت آور به نظر می‌رسند.
16 واقعیت حیرت انگیز در مورد روان شناسی انسان
 
میگنا: یکی از بزرگترین اسرار بشر، عضو مهم و معمایی بدن او است که مغز نامیده می‌شود. این عضو نه تنها به خاطر ساختار اسرار آمیزش که هنوز تا حدود زیادی برای بشر بررسی نشده و ناشناخته مانده است بلکه به خاطر روش شگفتی که بر اساس آن کار می‌کند، بسیار جالب است. تلاش برای افشای چنین رازهایی با به کار بردن رشته روان شناسی انجام شده است. هدف مطالعات و بررسی‌های روان شناسی ظریف کردن مکانیزمی است که توسط مغز برای عملکرد طبیعی و انجام دادن فعالیت‌های روزانه به کار گرفته می‌شود.
روان شناسی به توضیح و درک اینکه چرا ما کاری را انجام می‌دهیم، چرا به برخی چیزها اعتقاد داریم، چرا به این طریق عمل می‌کنیم و چرا ما این گونه هستیم، کمک می‌کند. روان شناسی ما را در مورد اینکه چه چیزی به رفتارمان انگیزه می‌دهد و یا آن را باز می‌دارد روشن می‌کند. هم چنین در مورد اینکه چگونه محیط اطرافمان را شناخته و درک می‌کنیم و دلالتی که آن بر رفتار و کارهای ما دارد (چه شفاهی و چه غیر شفاهی) توضیح می‌دهد. آن مفهوم‌هایی چون احساس، هوش، تصور، درک و شناخت، انگیزه، شخصیت و غیره را بررسی می‌کند. در واقع اگر کسی بتواند نقشه وضعیت روان شناسی و ناخود آگاه فردی را رسم کند، می‌تواند تمام الگوهای رفتاری ممکن آن فرد را پیش بینی کند. اگر چه این فرض تا حدودی افسانه‌ی شهری باقی مانده است و تا عملی شدن بخشی از این تئوری هنوز راه خیلی زیادی باقی مانده است. اما این فرض نیز ریزه کاری‌های خودش را دارد که کدهای ارزشی یا رفتاری گفته می‌شوند و تا حدودی آنچه را که یک فرد می‌تواند بررسی کند و یا یافته‌های بررسی را به کار ببرد تعیین می‌کند. بنابراین چون این اتفاق در آینده‌ی دور عملی خواهد شد باید به هر پلی که می‌رسیم عبور کنیم. اکنون، چند واقعیت روان شناسی در زیر آورده شده است که رفتار انسان را توضیح می‌دهند.  
-
شانزده چیز شگفت آور که روان شناسی درباره‌ خودمان به ما می‌گوید

اعلام کردن اهداف‌تان شانس انجام شدن آنها را کاهش می‌دهد

مطالعات ثابت کرده است که اهدافی که به طور عمومی اعلام شوند اغلب رها می‌شوند چون اعلام کردن آنها باعث کاهش انگیزه می‌شود. این اتفاق به این دلیل می‌افتد که وقتی که یک هدفی به اطلاع عموم می‌رسد، خود شناسی فرد را راضی می‌کند که دیگر به طور واقعی نیازی به انجام آن کار نیست. به عبارت دیگر فرض کنید اگر هدف شما این باشد که 10پوند وزن کم کنید و این هدف را به مردم اطراف خود بگویید شما توسط خودتان و دیگران به عنوان کسی که تلاش می‌کند وزن خود را کم کند شناخته می‌شوید و این تصور ادامه پیدا می‌کند بدون اینکه شما به طور واقعی وزن کم کنید یا نکنید؛ مگر اینکه به مردم اطراف خود بگویید که برای کم کردن وزن هیچ تلاشی نمی‌کنید. وجود چنین تصوری به فرد این اجازه را می‌دهد که انتخاب کند آن هدف را دنبال کند یا نکند. اما اعتبار این پدیده به هدف مورد سؤال نیز بستگی دارد.

موسیقی بر درک ما از دنیا تأثیر می‌گذارد

آیا تا به حال به این توجه کرده‌اید که هوای بارانی چقدر شما را در یک وضعیت تعمق و تفکر قرار می‌دهد و در شما اشتیاقی برای شکلات داغ و گوش دادن به ملودی‌های آرام ایجاد می‌کند؟ همان طور که آب و هوا بر وضعیت روحی ما تأثیر می‌گذارند، موسیقی‌ای که انتخاب می‌کنیم نیز بر روشی که ما دنیا را می‌بینیم تأثیر می‌گذارد. این احتمالاً دلیل این است که چرا وقتی ما ناامید یا از دست کسی عصبانی هستیم، گوش دادن به برخی موسیقی‌های بلند و سرعتی مثل گونه‌های راک و رپ به ما حس خوبی می‌دهند. طبق مطالعاتی که توسط دانشگاه گرونیگن انجام شده است، یافت شده است که گوش دادن به موسیقی شاد یا غمگین وضعیت درک ما را به روشی که ما تعداد زیادی از چهره‌های منتاظر را درک می‌کنیم تعیین می‌کند. به عبارت دیگر گوش دادن به موسیقی‌های غمگین باعث می‌شود که ما بیشتر چهره‌های غمگین را در جمعیت تشخیص دهیم و موسیقی‌های شاد باعث می‌شوند که ما چهره‌های شاد را ببینیم.

دوستان شاد شما را شاد می‌کنند

همانند موسیقی جمع دوستانی که ما داریم نیز به همان خوبی بر درک ما تأثیر می‌گذارند. مطالعات نشان می‌دهند که افرادی که در جمع افراد مثبت و شاد قرار می‌گیرند، افراد شادتر و مثبت‌تری هستند در حالی که افرادی که در میان افراد استرس زده، ناراحت و یا منفی قرار می‌گیرند افراد ناراحتی هستند. این دلالت بر این دارد که استرس، شادی و دیگر وضعیت‌های ذهنی مسری و واگیر دار هستند. بنابراین اگر می‌خواهید شاد باشید در میان افراد شاد بمانید.

تجربه بر دارایی غلبه دارد

تحقیقات نشان می‌دهند که اگر چه عمل خرج کردن تأثیر درمانی بر برخی افراد دارد اما شدت این خوشحالی به چیزی که خریداری می‌شود نیز بستگی دارد. در چنین مواردی خریدن تجربه، لذت بخش‌تر و خوشایندتر از خرید هر چیز دیگری است مثلاً بر مبنای خشنودی و لذت، تجربه ارزش بالاتری از هر چیز کم خرجی دارد. خریدن یک چیز مادی صرفاً نیاز موقتی به داشتن یک چیز تازه را ارضاء می‌کند اما خریدن یک تجربه به شکل یک روز تعطیل، کنسرت موسیقی، ورزش پر هیجان و غیره شادی طولانی مدتی را ایجاد می‌کند چون آن خاطره‌هایی را شکل می‌دهد و زندگی فرد را تقویت می‌کند و به فرد اجازه می‌دهد که با به یاد آوری آن خاطرات، شادی خود را تازه کند.

تأثیر برتر پنداشتن افراد نادان

این تأثیر تقریباً در تمام ملل شایع است و دیده می‌شود. این پدیده‌ای است که در آن افراد با، هوش و مهارت کمتر خود را بسیار برتر از همتایان خود می‌دانند در حالی که افراد باهوش و بامهارت خود را همانند دیگر انسان‌ها شایسته و لایق می‌دانند. بنابراین افراد با، هوش کمتر توانایی و شایستگی آنها را نادیده می‌گیرند و افراد باهوش نیز خود را کم ارزش می‌پندارند و در مورد خود به شک می‌افتند. این همان مصداق آن جمله‌ی عمومی است که " هر چه تانکر آب خالی‌تر باشد صدایش بیشتر است". این تأثیر شاید همان دلیل این باشد که چرا افراد احمق اغلب بی‌عرضگی خود را درک نمی‌کنند در حالی که برای افراد اطراف آنها واضح و مبرهن است.

فکر کردن در یک زبان خارجی باعث تصمیم گیری منطقی و عقلانی می‌شود

یک مطالعه توسط دانشگاه شیکاگو در بین آمریکاییان و شهروندان کره‌ای در مورد توانایی‌های تصمیم گیری آنها انجام شد. این مطالعه کشف کرد که وقتی فرآیند تصمیم گیری در یک زبان خارجی انجام شود به طور قابل ملاحظه‌ای تصمیمات منطقی‌تر و عقلانی‌تری گرفته می‌شوند. دلیل آن، این است که زبان یک بخش بنیادی از هر فرهنگی است بنابراین مورد نظر تمام سوء تعبیرها، طرفداری‌ها، تبعیض‌ها، تعصب‌ها و یکنواختی‌هایی است که با فرهنگ مرتبط است. بنابراین وقتی که یک زبان خارجی را انتخاب می‌کنید تمایلات مربوط به فرهنگ دیگر کاربردی ندارند در نتیجه هیچ تأثیر مداخله‌ای در تصمیم ندارند و فرآیند تصمیم گیری را بیشتر عاقلانه‌تر و منطقی‌تر می‌کنند.

ما شخصیت دیگران را برای خطاهایشان سرزنش می‌کنیم اما برای خطاهای خودمان محیط را سرزنش می‌کنیم

این شایع‌ترین پدیده است و به ندرت کسی متوجه آن می‌شود و به طور ساده به این واقعیت اشاره می‌کند که اگر کسی اشتباهی بکند، ما به خاطر تمام احتمالات آنان را آزار می‌دهیم و به خاطر کارهایشان آنان را قضاوت می‌کنیم. اما وقتی خودمان اشتباهی می‌کنیم هر عذر و بهانه‌ای را که می‌توانیم می‌آوریم تا سرزنش را به هر کس یا هر چیز دیگری غیر از خودمان برگردانیم. به عبارت دیگر اگر کسی اشتباهی انجام دهد احتمالاً به خاطر این است که آن شخص فرد بدی است اما وقتی که خودمان اشتباهی انجام می‌دهیم این به این دلیل است که ما در شرایط بدی بوده‌ایم و نه اینکه خودمان فرد بدی هستیم. مثال معمول ترافیک جاده‌ای است که وقتی کسی ناگهان از شما جلو می‌زند شما جیغ می‌زنید و نام آنها را صدا می‌زنید و حتی توانایی رانندگی آنها را زیر سؤال می‌برید. اما اگر نقش‌ها برعکس شوند و شما از دیگران جلو بزنید کار خود را توجیه می‌کنید چون شما برای رسیدن به مقصد خود عجله دارید پس کار شما ایرادی ندارد. این دورو بودن نیست؟

انتظارات تجربه‌ها را خراب می‌کنند

آیا شما هم این تجربه را داشته‌اید که در مورد آخرین تکه‌ کیک شکلاتی که در یخچال خانه‌ی خود دارید خیال پردازی می‌کنید و بعداً وقتی که واقعاً آن را می‌خورید آن را به همان خوبی که تصور می‌کردید نمی‌یابید و ناامید می‌شوید. این نمونه کلاسیک واقعیت است که با انتظاراتمان مطابقت نمی‌کند. در انتظاراتمان ما واکنش‌مان را به اتفاقات آینده نادیده می‌گیریم اما وقتی که آن اتفاق واقعاً رخ می‌دهد ما ناامید می‌شویم. بنابراین خود را برای یک شکست گریز ناپذیر آماده می‌کنیم.

انسان‌ها نمی‌توانند چند کار را با هم یکجا انجام دهند

هر شخصی هنگام مصاحبه‌ی شغلی ادعا می‌کند که سخت کوشانه توانایی انجام چند کار را دارد. اما واقعیت این است که انسان‌ها از انجام چند کار واقعاً ناتوان هستند. بله درست است. ممکن است شما با نقل فعالیت‌های مربوط به خودتان با این ادعا مخالف باشید و اعتراض کنید. اما تحقیق علمی ثابت کرده است که مغز قادر است فقط روی یک چیز تمرکز کند. ما ممکن است چند کار فیزیکی مختلف را به طور هم زمان انجام دهیم اما از لحاظ ذهنی فقط روی یک کار در یک زمان تمرکز می‌کنیم. بنابراین وقتی که یک فرد هنگام کار کردن به موسیقی گوش می‌دهد مغز در واقع فقط روی کار تمرکز می‌کند و محرک شنوایی را نادیده می‌گیرد. هر زمان که فقط به یک فعالیت جدید مشغول می‌شود آن فعالیت تنها تمرکز مغز می‌شود و فکر کردن هم زمان روی دو یا چند موضوع را در یک زمان ناممکن می‌کند بنابراین انجام چند کار مختلف را ناممکن می‌کند.

خطوط متن کوتاه‌تر ترجیح داده می‌شوند اما خطوط متن بلندتر سریع‌تر خوانده می‌شوند

این واقعیت ممکن است در ابتدا گیج کننده به نظر برسد اما اگر شما زمان خواندن خودتان را وقتی که یک پاراگراف را که در یک صفحه پخش شده می‌خوانید نسبت به زمان خواندن طرح ستونی مقایسه کنید متوجه خواهید شد که بر خلاف این تصور که فکر می‌کردید طرح ستونی سریع‌تر خوانده می‌شود در واقع پاراگراف پخش شده سریع‌تر خوانده می‌شود. این ناجوری ناشی از خطای بصری است. ما به طور نادرست طرح بندی کوتاه را با زمان خواندن کم مرتبط می‌کنیم و در واقع به زمان خواندن واقعی توجهی نمی‌کنیم.

انتخاب‌های بیشتر، مشکلات بیشتر

وقتی که با انتخاب بین انواع مختلف یک مورد ویژه روبه‌رو هستید برای مثال با انواع مختلف مربا، ممکن است فردی تصور کند که اگر تنوعی از انتخاب‌ها موجود باشند بهتر تصمیم می‌گیرد. اما وقتی همان فرد با انتخاب‌های چند گانه‌ای مواجه می‌شود افزایش انتخاب‌های ارائه شده، فرد را دودل می‌کند و او را از گرفتن تصمیم محکم و قاطع ناتوان می‌سازد. از طرفی اگر انتخاب‌های فرد به تعداد کمتری محدود شود مشاهده شده است که او بهتر تصمیم می‌گیرد و سریع‌تر انتخاب می‌کند. این به این دلیل اتفاق می‌افتد که مغز ما فقط می‌تواند مقدار خیلی کمی از اطلاعات را در حافظه‌ کوتاه مدت با هدف پردازش ذخیره کند. در زمان داده شده مغز فقط می‌تواند 5 تا 9 مورد اطلاعات را در حافظه‌ کوتاه مدت برای پردازش ذخیره کند هم چنین گفته می‌شود که 7 به علاوه / منهای 2 پدیده را ذخیره کند. بنابراین ما از پردازش اطلاعات شامل انتخاب‌های چند گانه ناتوان هستیم.

خشنودی دیرتر برابر با مؤفقیت بیشتر است

وقتی که با دریافت یک جایزه مواجه هستیم، هیچ کس قبل از به دست آوردن آن در مورد دو برابر آن فکر نمی‌کند مثلاً وقتی که به کسی شکلات مجانی پیشنهاد داده می‌شود هیچ کس آن را رد نمی‌کند. این چیزی است که به آن خشنودی آنی گفته می‌شود. تحقیقات اخیر نشان داده است که افرادی که بتوانند نیاز خود را برای خشنودی به تأخیر بیندازند (مثلاً افراد بتوانند نیاز آنی خود را برای به دست آوردن آن شکلات کنترل کنند) عملکرد بهتری در مدرسه دارند، رتبه‌های بهتری به دست می‌آورند، در شغل‌شان مؤفق‌تر هستند، با استرس بهتر مقابله می‌کنند و به افراد مؤفق‌تری تبدیل می‌شوند. برای افرادی که این خویشتن داری را ندارند اخم و ترش رویی نکنید، چون محققان امروزه در حال تلاش برای یافتن راههایی برای توانایی به تأخیر انداختن خشنودی هستند.

تأثیر نفر سوم

این تأثیر در باور ما ظهور می‌کند که در حالی که تبلیغات اثر مهمی روی همتایان ما دارند، آنها هیچ تأثیری روی ما ندارند. اما این درست نیست چون تبلیغات تأثیر یکسانی روی وضعیت‌های روحی، نیازها، اشتیاق‌ها و طرز برخورد تمام مشاهده کنندگان دارند و تنها شدت تأثیر آن مختلف است. اگر کسی می‌خواهد به طور منطقی این ادعا را امتحان کند، تبلیغات به طور کامل حذف خواهند شد چون اگر کسی باور دارد که آنها نسبت به استراتژی‌های تبلیغاتی مصون هستند بنابراین دیگر هیچ کس از تبلیغات تأثیر نخواهد پذیرفت و خریدها به طور شدیدی کاهش خواهند یافت و تبیلغات بیهوده و بی‌مصرف خواهند شد که این چیزها حقیقت ندارند.

درک چیزها همانند دیدن آنها نیست

طبق تحقیقی که توسط دانشگاه کمبریج انجام شده است ترتیب حروف در یک کلمه اهمیتی ندارد چون حروف اول و آخر برای مغز ما یکی هستند که بتواند کلمات را تشخیص دهد و درک کند. برای مثال جمله‌ " این یک جلمه‌‌ کلملاً اشبتاه است اما شما می‌توایند بدون هیچ مشلکی آن را بخوایند " را با وجود اشتباهات املایی وحشتناک می‌توان خواند و بدون هیچ مشکلی درک کرد. این به این دلیل است که مغز هر حرف را نمی‌خواند اما کل کلمات را در یک زمان می‌خواند و به شما اجازه می‌دهد حتی اگر غلط نوشته شده باشند آنها را تشخیص دهید. به طور مشابه اطلاعات متنوع دیگر نیز با وجود طبیعت بصری درهم برهمی که دارند توسط مغز دریافت شده و پردازش می‌شوند. این حقیقت باعث شگفتی شما می‌شود که پس چرا معلم دوران ابتدایی شما آن قدر به تلفظ و املای کلمات اهمیت می‌داده است؟!

پدیده تفکر جمعی

این اثر بیان می‌کند که دو سر لزوماً بهتر از یک سر نیست. در واقع گروهی از افراد عموماً به خاطر پدیده شدت احساسات تصمیمات بدی می‌گیرند. آنها نه تنها مسئول تصمیمات بد هستند بلکه گروه های بزرگتر به خاطر نیروهای مسلط خارجی به راحتی تمایلات خود را به عقیده‌ی دیگر تغییر می‌دهند. نمونه‌ بسیار بارز آن ظهور آدولف هیتلر در میان گروههای سیاسی آلمان است که شخصیت سلطه جوی او باعث شد که او به عنوان دیکتاتور پذیرفته شود و عموم مردم از اوامر او اطاعت کنند.

رقابت بیشتر، انگیزه کمتر

مطالعات نشان می‌دهد که وقتی یک فرد با رقیبان مختلفی مواجه می‌شود انگیزه او برای رقابت کردن با دیگران با افزایش تعداد رقیبان کاهش می‌یابد. وقتی که گروهی از دانش آموزان در حال دادن تست‌های استاندارد بررسی شدند، امتیازات در گروه با دانش آموزان کمتر بالاتر بود. این به خاطر این واقعیت است که با تعداد کم رقیبان، ما انگیزه‌ی بیشتری برای رقابت کردن داریم چون احتمال بیشتری برای برنده شدن وجود دارد و هر چه تعداد رقیبان افزایش می‌یابد انگیزه به طور مداوم کاهش می‌یابد.
این واقعیات حیرت انگیز، روش‌های باطنی واقعی را که ذهن به آن طریق کار می‌کند و محرک‌های مختلف را دریافت می‌کند نشان می‌دهند. این چیزهایی که روان شناسی درباره‌ خودمان به ما می‌گوید تنها برخی از اسرار روان شناسی هستند که دانشمندان قادر به حل آنها شده‌اند و هنوز راه زیادی دارند تا به طور کامل ذهن انسان را شفاف سازند.
منبع :میگنا




نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : 16 واقعیت حیرت انگیز در مورد روان شناسی انسان، روانشناسی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 شهریور 1394


بیشتر افراد قادرند ریاضی را یاد بگیرند و از آن لذت ببرند. این امر تنها مستلزم علاقمندی دانش آموز است چرا که این درس بیشتر از سایر دروس، نیازمند روش مطالعه خاص خود را دارد...

 

- «من در درس ریاضی خیلی ضعیف هستم؛ اصلاً از ریاضی متنفرم.»

 

این جملات حرف‌هایی است که نیما با اکراه بر زبان می‌آورد و با وجود این که والدین برای درس ریاضی او معلم خصوصی گرفته بودند؛ اما علاقه نیما به این درس بیشتر نشده بود!؟

 

 آری، سال‌هاست ریاضیات به عنوان درسی كه فراگیری آن دشوار می‌باشد شهرت یافته است. گروه بسیاری از دانش آموزان در آموختن ریاضیات با مشكلات جدی مواجه هستند و گروهی نیز به راهنمایی‌های آموزشگران نیاز دارند. ولی باید بدانید که بیشتر افراد قادرهستند ریاضی را یاد بگیرند و از آن لذت ببرند. این امر تنها مستلزم علاقمندی دانش آموز است چرا که این درس بیشتر از سایر دروس، نیازمند روش مطالعه خاص خود را دارد.

 

کسانی که در ریاضی ضعیف هستند دو دسته‌اند:

دسته اول کسانی هستند که برای خواندن ریاضی وقت می‌گذارند؛ اما چون روش‌های صحیح مطالعه و یادگیری این درس را نمی‌دانند از وقتی که می‌گذارند نتیجه نمی‌گیرند! 

 

دسته دوم نیز دانش آموزانی هستند که برای درس خواندن اصلاً وقتی نمی‌گذارند؛ اگر آن‌ها کمی حساب و کتاب کنند می‌بینند که برای همه چیز وقت می‌گذارند. پس اگر واقعاً می‌خواهید چیزی یاد بگیرید- چه ریاضی و یا هر درس دیگر- لازم است مقداری از وقت خود را به درس خواندن اختصاص دهید. مشکل اصلی دسته دوم اینست که یا به این کار اهمیتی نمی‌دهند یا علاقه ندارند.

 

بنابراین، برای مطالعه‌ی ریاضی موارد ذیل توصیه می‌شود:

چگونه ریاضی را یاد بگیریم؟

اصول و مفاهیم را به جای حفظ کردن بفهمید.

اصول و مفاهیم ریاضی مثل آجرهای دیوار روی هم قرار می‌گیرند. اگر مفاهیم اولیه را خوب درک نکنید به تدریج در فهم اصول و مفاهیم بعدی هم مشکل خواهید داشت و این مشکل همین طور ادامه خواهد داشت تا جایی که در مراحل بالاتر چیزی متوجه نخواهید شد. اگر می‌بینید بعضی از قسمت‌های کتاب را خوب متوجه نمی‌شوید و نمی‌توانید مسائل را حل کنید حتماً بعضی از مفاهیم سال‌های قبل را متوجه نشده‌اید.

 

تمرین، تمرین و تمرین!

هیچ چیز مانند حل مسئله به فهم ریاضی کمک نمی‌کند، مسئله‌ها راهی هستند که شما ریاضی را بهتر بفهمید. فراموش نکنید مسئله‌ها و تمرین‌ها وسیله یادگیری هستند.

 

تعریف‌ها را بنویسید.

یکی از راه‌های ساده برای فهم دقیق‌تر اصول و مفاهیم ریاضی نوشتن آن‌هاست. همه‌ی ما هنگام نوشتن دقت بیشتری داریم. وقتی مطلبی را می‌نویسید اگر در همان حال سعی کنید آن را بفهمید همان مطلب با مطالب قبلی پیوند می‌خورد و آن را راحت‌تر حفظ می‌کنید.

 

با مفاهیم و اصول درگیر شوید.

وقتی اصل یا قضیه‌ای را در ریاضی می‌خوانید. فکر کنید آیا واقعاً درست است؟ آیا موردی می‌توانید پیدا کنید که در مورد آن صادق نباشد؟ عکس آن قضیه چه طور است؟ برای حل کردن مسائل ریاضی روش‌ها و مراحل مختلفی پیشنهاد شده است که بیشتر آن‌ها به هم شبیه هستند، پس مراحل حل یک مسئله را در ذهن مرورکنید:

 

1-مسئله را بفهمید.

2-برای حل مسئله نقشه بکشید.

3-معادله یا فرمول‌ها را بنویسید.

4-مسئله را حل کنید.

5-راه حل خود را چک کنید.

 

چگونه ریاضی را یاد بگیریم؟

بهترین راه برای درک این مراحل اینست که چند تا از مسئله‌های درسی‌تان را قدم به قدم با این روش حل کنید.

 

هر مرحله را که انجام داده‌اید از خودتان بپرسید چرا و چگونه آن را انجام داده‌اید؟ آیا می‌توانید تمام مراحل حل مسئله یا تکلیف را با دلیل برای معلم یا همکلاسی تان توضیح دهید؟ وقتی معلم یا یکی از همکلاسی هایتان هم مسئله‌ای را حل می کند از خودتان بپرسید چرا؟ اگر جوابی داشتید آن را فهمیده‌اید و گرنه دلیل آن را بپرسید.

 

در نهایت این که از اشتباهات گذشته درس بگیرید:

1-تکالیف را مرور کنید.

2-برگه‌های امتحانی را ببینید.

3- از معلم، والدین یا همکلاسی هایتان کمک بگیرید.

4- در حل مسائل عجله نکنید.

5-سر نخ اشتباه را پی

مرکز یادگیری سایت تبیان







نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : چگونه ریاضی را یاد بگیریم؟،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 شهریور 1394
http://hw8.asset.lenzor.com/lp/11647629-3403-l.jpg


http://hw8.asset.lenzor.com/lp/11647627-7820-l.jpg


http://hw8.asset.lenzor.com/lp/11647624-5674-l.jpg




نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 شهریور 1394

 
متخصصان فیزیولوژی در آمریکا می گویند: بدن انسان ساعت درونی دارد که زمان بندی انجام امور مختلف را به وی الهام می کند.

شاد ترین ومرگ آورترین ساعات روز

متخصصان فیزیولوژی در آمریکا می گویند: بدن انسان ساعت درونی دارد که زمان بندی انجام امور مختلف را به وی الهام می کند.به گزارش ایرنا ،محققان دانشگاه هاروارد می گویند: فراز و نشیب های بدن در یک دوره 24 ساعته ناشی از نوسانات هورمون ها، دمای بدن و فشار خون است که حالت روحی و سطح انرژی را در افراد تنظیم می کند. از این رو تحولات مختلف بدن براساس یک نظم واقعی و ساعت درونی، رخدادهای جسمی مختلفی را برای انسان رقم می زند.

 

شادترین حالت روحی انسان در ساعت 8 صبح است

انسان، شادترین پیام های خود را در ساعت 8 صبح می نویسد. اسکات گولدر یکی از نویسندگان این مطالعه می گوید: این موضوع ریشه بیولوژیکی دارد.

 

ابتلا به حمله قلبی در ساعت 6:53 صبح بیشتر است

محققان دانشگاه هاروارد متوجه شده اند که براساس این نظم درونی در صبحگاه به ویژه در مرحله آخر خواب، خطر ابتلا به یک حمله قلبی از هر زمان دیگری بیشتر است.خواب عمیق در نیم ساعت آخر خواب ممکن است باعث شود که قلب مقدار زیادی اکسیژن مصرف کند که درخواست فیزیکی بیدار شدن و بیرون آمدن از رختخواب را به دنبال دارد.در این زمان غده های آدرنالین نیز بیش از حد معمول هورمون آدرنالین ترشح می کند تا به بدن برای بیدار شدن شوک وارد کند و این امر می تواند باعث پارگی عروق کرونر شود.

 

بهترین زمان برای وزن کردن 7:40 صبح است

بر اساس این گزارش بهترین زمان برای وزن کردن بدن صبح ها بعد از رفتن به دستشویی و قبل از صرف صبحانه است.محققان دانشگاه براون در آمریکا اوایل امسال در مطالعه ای متوجه شدند که 61 درصد افراد خود را صبح ها وزن می کنند.

 

بدترین زمان برای نوشیدن قهوه ساعت9:17 صبح است

کارشناسان متوجه شده اند که بدترین زمان برای نوشیدن قهوه صبح است. نتایج مطالعه ای در این زمینه نشان می دهد مصرف کافئین صبح ها باعث افزایش نشاط نمی شود و در حقیقت اثر عکس دارد.این موضوع به این دلیل است که اوایل صبح بدن انسان پر از کورتیزول است؛ کورتیزول هورمونی است که انسان را بیدار و هوشیار نگاه می دارد. بنابراین بدن به طور طبیعی کافئین دارد و نیازی به اسپرسو ندارد. مصرف کافئین در زمانی که بدن به آن نیازی ندارد، باعث می شود که بدن سریع تر نسبت به آن مقاومت پیدا کند و انرژی که کسب می کند، به اندازه زیادی از بین می رود.

 

حدود ساعت 12:37 انسان نیاز به چرت زدن دارد

درحالی که بیشتر ما با رخوت بعد از ناهار آشنا هستیم، اما در حقیقت بدن ما بسیار زودتر شروع به خوابیدن می کند.درجه حرارت بدن ما از صبح در حال افزایش است و اواسط روز کاهش می یابد؛ همچنین غده صنوبری مغز شروع به تولید مقدار کمی هورمون خواب می کند که همه این عوامل باعث می شود انسان حدود ساعت 12:37 ظهر نیاز به چرت زدن داشته باشد.

 

بهترین زمان برای رفتن به مطب دندانپزشک ساعت 2 بعد از ظهر است

انجمن دندانپزشکی انگلیس ساعت 2 بعد از ظهر را بهترین زمان برای ویزیت دندانپزشک توصیه کرده است.ماندگاری بیهوشی موضعی در اواسط ظهر سه برابر بیشتر است. دانشمندان علت این موضوع را نمی دانند اما تصور می کنند که این افزایش ماندگاری به این دلیل است که انرژی بدن صرف فعالیت های بیولوژیکی دیگر می شود.

 

بهترین زمان برای تمیز کردن خانه ساعت3:13 بعد ازظهر است

محققان می گویند، هماهنگی میان دست و چشم در ساعت 3:13 بعدازظهر در اوج قرار دارد.فعالیت پیام آورهای شیمیایی در مغز که موجب کاهش درد می شود نیز در بعد از ظهر به اوج می رسد و باعث می شود که درد ناشی از خم شدن کاهش یابد.

 

بهترین زمان برای ورزش کردن ساعت 5:44 بعدازظهر است

جای تعجب نیست که 80 درصد رکوردهای المپیک در اواخر بعد از ظهر شکسته می شود. در این زمان عملکرد فیزیکی انسان در حداکثر قرار دارد و خطر جراحت بین ساعت 3 تا 6 بعد از ظهر کاهش می یابد.علاوه بر این، ریه انسان بعد از ساعت پنج بعد از ظهر عملکرد بیشتری نسبت به میان روز دارد. ماهیچه ها نیز کاملا در طول روز گرم شده و انعطاف پذیرتر است و کمتر احتمال دارد رگ به رگ شود.

 

احتمال مرگ در ساعت 11 صبح بیشتر است

دانشمندان متوجه شده اند که ساعت احتمالی مرگ انسان هم وجود دارد که این ساعت در ژن افراد نوشته شده است.محققان با بررسی الگوهای خواب هزار و 200 فرد 65 ساله متوجه شدند افرادی که نوع خاصی از ژن ها (به نام 'AA') را دارند بیشتر احتمال دارد در ساعت 11 صبح جان خود را از دست بدهند.این موضوع به این دلیل است که این ژن ها باعث می شود انسان سحرخیزتر شود؛ از سوی دیگر بیشتر حوادث پزشکی مانند حمله قلبی و سکته مغزی حدود ساعت 11 صبح رخ می دهد.
کلیفورد ساپر از دانشکده پزشکی هاروارد که این تحقیق را در مجله Annals of Neurology در سال 2012 منتشر کرد، می گوید: حتی مرگ نیز باید از ساعت بیولوژیکی که درون هر یک از ما وجود دارد پیروی کند که متوسط زمانی آن حدود ساعت 11 صبح است.

منبع:میگنا





نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 31 مرداد 1394

محققان معتقدند حضور رأس ساعت هشت صبح در مدارس برای نوجوانان بسیار زود است و ‌باید زمان شروع مدارس حداقل تا ساعت 8.30 صبح به تأخیر افتد.

به گزارش ایسنا، بسیاری از مدارس راس ساعت هشت صبح آغاز به کار می‌کنند اما این برنامه زمانی برای شروع درس، آیا مناسب حال کودکان و نوجوانان است؟

محققان معتقدند کودکان و نوجوانان در شبانه‌روز به 8.5 تا 9.5 ساعت خواب نیاز دارند این در حالی است که شروع مدارس در ساعت 8 صبح این مقدار خواب کافی را برای آن‌ها فراهم نمی‌کند.

به گفته محققان خواب کافی برای سلامتی، امنیت روانی و یادگیری کودکان بسیار ضروری است و بنابراین بلند شدن در صبح زود سبب بدخوابی و خواب ناکافی در نوجوانان می‌شود.

اما راهکار چیست؟ محققان با بررسی بیش از 40 هزار نوجوان آمریکایی دوره راهنمایی و دبیرستان دریافتند که از هر پنج مدرسه تنها یک مدرسه در ساعت 8.30 صبح آغاز به کار می‌کند این در حالی است که کم‌خوابی در دوران نوجوانی و در فصل مدارس، سبب چاقی، افسردگی و عدم موفقیت در انجام صحیح تکالیف در این افراد می‌شود.

به پیشنهاد محققان، مؤسسات بهداشت عمومی می‌بایست با توجه به شرایط زیست‌محیطی و محل زندگی نوجوانان زمان آغاز به‌کار مدارس را حداقل تا ساعت 8.30 به تأخیر بیندازند.

همچنین خانواده‌ها باید در زمان ثبت‌نام مدارس توجه داشته باشند که کدام مدرسه شرایط بهتری را برای داشتن خواب کافی در طول شب برای فرزندان آن‌ها فراهم می‌کند.

از سوی دیگر خانواده‌ها می‌توانند شرایط بهتری را برای داشتن یک خواب خوب در فرزندان خود ایجاد کنند که از جمله این شرایط می‌توان به در نظر گرفتن زمان منظم برای خواب و بیداری نوجوانان، حذف فناوری‌هایی مانند بازی‌های رایانه‌ای، رایانه و تلفن همراه از اتاق‌خواب نوجوانان اشاره کرد.

نتایج این تحقیقات در نشست سالیانه جامعه دانشگاهی کودکان در آمریکا مطرح شده‌است.





نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : زمان شروع مدارس در صبح زود اشتباه است،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 مرداد 1394
 
کودکی که به طور طبیعی با همسالانش تعامل ندارد و بیش‌تر وقتش را به تنهایی می‌گذارند، از لحاظ اجتماعی، گوشه گیر شناخته می‌شود. کودک گوشه گیر درموقعیّت‌هایی که با همسالان آشنا یا ناآشنا روبه رو می‌شود، از آن‌ها کناره گیری می‌کند. بنابراین، گوشه گیری اجتماعی را می‌توان « منزوی کردن خود از گروه همسالان » تعریف نمود.


گوشه گیری اجتماعی یکی از مشکلات مهم دوران کودکی و نوجوانی است که اغلب دیر شناخته می‌شود. زیرا افراد گوشه گیر برای مدرسه و اطرافیان مشکل آفرین نیستند و حتّی ممکن است به عنوان افرادی مؤدّب و مطیع مورد تحسین و تشویق دیگران قرار گیرند و از علاقه و حمایت‌های عاطفی آن‌ها برخوردار شوند.

مطالعات طولی که کودکان گوشه گیر را در طی زمان نسبتاً طولانی مورد بررسی قرار داده است (از جمله طرح WLP)، نشان می‌دهد دو سوم کودکانی که از لحاظ اجتماعی گوشه گیر بوده‌اند در طوی دوره‌ی 2 ساله هم چنان گوشه گیر باقی مانده‌اند. بنابراین با توجّه به پایدار بودن گوشه گیری اجتماعی در طی زمان، به نظر می‌رسد شناسایی و درمان به موقع این مشکل از اهمّیّت ویژه‌ای برخوردار باشد.
علاوه بر این، گوشه گیری اجتماعی در دوران کودکی با احساس ناامنی، برداشت منفی از خود، وابستگی و تسلیم شدن در برابر دیگران همراه است و بروز مشکلاتی نظیر افسردگی، اضطراب، تنهایی و اعتماد به نفس پایین را در اوایل دوره‌ی نوجوانی و مرحله‌ی سنّی 13 تا 19 سالگی پیش بینی می‌نماید.
کودکانی که از لحاظ اجتماعی گوشه گیر هستند به احتمال زیاد توسّط همسالانشان به عنوان افرادی گوشه گیر و مضطرب در نظر گرفته می‌شوند و مورد علاقه‌ی آن‌ها نیستند (اولندیک و همکاران، 1990). کودکانی که در این دوره‌ی سنّی از جانب همسالان طرد می‌شوند، شکست خود را به علل درونی نسبت می‌دهند و خود را فردی ضعیف و بی کفایت می‌پندارند. این برداشت موجب می‌شود نسبت به برقراری ارتباط اجتماعی و تعامل با همسالان در دوره‌ی نوجوانی ذهنیّت منفی پیدا کنند و از همسالان کناره گیری نمایند.
کودکان گوشه گیر از طرف معلّمان هم به عنوان افرادی منفعل ارزیابی می‌شوند. پیام‌ها و بازخوردهای منفی که از معلّمان و اطرافیان دریافت می‌کنند، احساس ناکارآمدی و بی کفایتی را در آن‌ها تقویت می‌کند وبه مرور زمان بر عملکرد تحصیلیشان تأثیر منفی می‌گذارد. مطالعات نشان می‌دهد این کودکان بیش‌تر از همسالان عادی خود از مدرسه اخراج می‌شوند و در معرض ترک تحصیل قرار می‌گیرند.
پیامدهای گوشه گیری اجتماعی با توجّه به جنسیّت در دختران و پسران متفاوت است. در مطالعه‌ای که روبین و همکارانش (1993) انجام دادند، دریافتند که پسران یازده ساله‌ای که از نظر همسالانشان بسیار گوشه گیر توصیف شده بودند، خودشان را درمقایسه با پسران عادی، تنهاتر و دارای مهارت‌های اجتماعی ضعیف‌تر ارزیابی کردند.
در دوران بزرگ سالی نیز مردان کم رو گوشه گیر دیرتر از افراد عادی شاغل می‌شوند، ازدواج می‌کنند و صاحب فرزند می‌شوند. تأخیر در یافتن شغل ثابت، خطر جدایی یا طلاق را در زندگی بزرگ سالی افراد گوشه گیر افزایش می‌دهد. این تأخیرها بیانگر مشکلات جدّی در سازگاری دوران کودکی است. (موریسون و ماستن، 1991).
نتایج تحقیقات فوق حاکی از آن است که آسیب‌های ناشی از گوشه گیری اجتماعی در پسران و مردان به مراتب بیش‌تر از دختران و زنان است و زنان کم رو - گوشه گیر شیوه‌ی رفتاری بیمارگونه‌ای را نشان نمی‌‌دهند.
با توجّه به نقش مردان در سرپرستی و حفظ استحکام خانواده، تأمین سلامت روان و سازگاری پسران در دوران کودکی ضروری به نظر می‌رسد.

نشانه‌ها
در طبقه بندی‌های علمی، گوشه گیری اجتماعی یک اختلال تعریف شده در دوران کودکی نیست بلکه نشانه یا مشخّصه‌ی اختلال‌های بالینی دیگری است که در دوران کودکی و بزرگ سالی وجود دارد.
به عنوان مثال:
* کودکان مبتلا به مشکلات اضطرابی اغلب از لحاظ اجتماعی گوشه گیر هستند و ارتباط ضعیفی با همسالان دارند.
* در کودکان مبتلا به افسردگی، علاوه بر اعتماد به نفس پایین، تنهایی، طرد شدن از جانب همسالان، گوشه گیری اجتماعی نیز مشاهده می‌شود.
* در کودکان مبتلا به اختلالات روانی شدید، کم حرفی، گوشه گیری اجتماعی و عدم تمایل به داشتن روابط نزدیک مشاهده می‌شود.
* کودکان گوشه گیر کم‌تر نقش رهبری را ایفا می‌کنند و در تعامل با همسالان بیش‌تر مورد آزار و اذّیت قرار می‌گیرند.
* کودکان گوشه گیر درهنگام روبه رو شدن با موقعیّت‌های سخت، وابسته به دیگران و ترسو هستند.

میزان شیوع

نتایج برخی تحقیقات حاکی از آن است که گوشه گیری اجتماعی از شایع‌ترین مشکلات دوران کودکی است. «لرنر و داگلاس» در مطالعه‌ی خود در سال 1985 گزارش دادند گوشه گیری اجتماعی، شایع‌ترین مشکل رفتاری کودکان پیش دبستانی ( 3 تا 5 ساله) به ویژه دختران بوده است.
در مطالعه‌ی دیگر، (دادجی، 1989) مشخّص شده است که نداشتن روابط صمیمانه با همسالان و طرد شدن از جانب آن‌ها که با گوشه گیری اجتماعی ارتباط دارد، از ویژگی‌های شایع در تعدادی از کودکان مبتلا به اختلال‌های روانی است.
تاجیک اسماعیلی (1374) نیز در پژوهشی که به منظور بررسی رفتار انزواطلبی در دانش آموزان پسر دوره‌ی ابتدایی شهر تهران انجام داد، دریافت که 21 درصد مشکلات رفتاری آن‌ها به گوشه گیری اختصاص دارد.
-

عوامل مرتبط با گوشه گیری اجتماعی
نظریه‌ها و دیدگاه‌های مختلفی درباره‌ی سبب شناسی رفتار گوشه گیری اجتماعی در کودکان و نوجوانان دارد که در این بخش به بررسی اجمالی آن‌ها خواهیم پرداخت.

دیدگاه زیستی
محقّقانی که عوامل زیستی را در بروز گوشه گیری اجتماعی مؤثّر می‌دانند، معتقدند برخی از کودکان دارای یک وضعیّت فیزیولوژیکی ویژه در مغز هستند که باعث می‌شود در موقعیّت‌های اجتماعی آشنا و ناآشنا، محتاط و ترسو باشند. این محقّقان، فعّالیّت الکتریکی مغز را در تعدادی از کودکان در 9، 14 و 24 ماهگی ثبت کردند و دریافتند کودکانی که عدم تقارن EEG (نوار مغزی الکتروانسفالوگرافی) قطعه راست پیشانی را نشان می‌دهند، نسبت به سایر کودکان، ترسوتر، مضطرب‌تر و از لحاظ رفتاری، گوشه گیرتر هستند. هنگامی که این کودکان در دوره‌ی دبستان مورد بررسی قرار گرفتند، وضعیّت فیزیولوژیکی مغز آن‌ها ثابت باقی مانده بود.
بر اساس این نظریه، کودکانی که عدم تقارن EEG قطعه‌ی راست پیشانی را بیش‌تر نشان می‌دهند، معمولاً از استرس‌های خفیف کناره گیری می‌کنند، در هنگام رو به رو شدن با اشیای جدید یا بزرگسالان ناآشنا ترجیح می‌دهند در کنار مادرشان بمانند، قادر نیستند محرّک‌های جدید را کشف کند یا به آن‌ها نزدیک شوند (حتّی اگر از آن‌ها خواسته شود) و نشانه‌های رفتاری ترس و اضطراب را بروز می‌دهند. در این کودکان واکنش‌های دستگاه عصبی سمپاتیک، شدید و تنش‌های عضلانی بیش‌تر مشاهده می‌شود.

نظریه‌ی دل بستگی والد - کودک
بنابراین نظریه، کودک در دو سال اوّل زندگی پیوند عاطفی با والدین یا مراقبان خود برقرار می‌کند که باعث می‌شود در حضور والدین احساس شادمانی کند و در هنگام مواجهه با استرس‌ها از حمایتشان برخوردار شود. دل بستگی عاطفی والدین و کودک، تصویر مثبتی را در ذهن کودک از خود و دیگران ایجاد می‌کند که در هنگام ورود به محیط جدید، موجب می‌شود کودک احساس امنّیت و اعتماد به نفس داشته باشد و بتواند به کشف محیط اجتماعی و بازی و تعامل با همسالان بپردازد.
در خانواده‌های نابسامان که عوامل فشار زای متعدّد نظیر مشکلات مالی، اختلافات زناشویی، بیکاری و یا آسیب‌های روانی والدین مانند افسردگی مادر، وجود دارد، والدین حسّاسیّت لازم را برای مراقبت از کودک ندارند و دلبستگی والدین - کودک ضعیف می‌شود. در نتیجه، احساس ناامنی درکودک شکل می‌گیرد و موجب می‌شود وی از مواجهه با محیط‌ها، موقعیّت‌های جدید، و بازی و تعامل با همسالان دوری نماید.

شیوه‌های تربیتی والدین
شیوه‌های فرزند پروری والدین نیز می‌تواند در بروز رفتار گوشه گیری اجتماعی در کودکان و نوجوانان مؤثّر باشد.
پژوهش‌های مختلف بیانگر آن است که کودکان گوشه گیر، والدینی دارند که سعی می‌کنند رفتار اجتماعی فرزندشان را به طور مستقیم و با شیوه‌ای مقتدرانه کنترل نمایند و یا با مداخله کردن در مشکلات فردی‌اش او را حمایت کنند. به عنوان مثال، به کودک می‌گویند چه کاری انجام دهد یا چگونه عمل کند یا در مشاجره‌های او با دیگران دخالت می‌کنند.
راهنمایی و هدایت بیش از اندازه والدین، به کودک اجازه نمی‌‌دهد مشکلاتش با دیگران را به تنهایی حل کند. این کنترل ها، نه تنها استقلال کودک را محدود کرده و او را از ارتباط و همکاری با همسالان محروم می‌سازد، بلکه مانع از رشد توانایی‌های اجتماعی و احساس کارآمدی در او می‌شود.
به علاوه، والدینی که صمیمیّت کمی با فرزندان خود دارند، در بازی‌ها و فعّالیّت‌های مربوط به آن‌ها کم‌تر درگیر می‌شوند، سرحال و بشّاش نیستند و بیش از اندازه دستور می‌دهند، زمینه را برای گوشه گیری فرزندان فراهم می‌سازند.
محقّقان هم چنین گزارش داده‌اند گوشه گیری اجتماعی با محافظت بیش از حدّ والدین ارتباط دارد. والدینی که از فرزندان خود بسیار محافظت می‌کنند، رفتارهای آن‌ها را محدود می‌سازند و آن‌ها را به وابسته بودن به خودشان تشویق می‌نمایند. در این خانواده‌ها، کودکان به رفتارهایی مانند خطر کردن، کشف موقعیّت‌های ناآشنا، وکسب تجربه‌های جدید ترغیب نمی‌‌شوند. «هیندوبارت» در تحقیق خود در سال 1993، گزارش دادند که اغلب کودکان پیش دبستانی که در مدرسه تنها هستند، توسّط مادرانشان با کودکان دیگر آشنا شده و ارتباط دوستی برقرار می‌کنند.

عوامل فرهنگی
یکی دیگر از عوامل مهم در شکل گیری رفتار گوشه گیری اجتماعی، فرهنگ حاکم بر جامعه است. محقّقان نشان داده‌اند که رشد رفتارهای اجتماعی مانند گوشه گیری تحت تأثیر ارزش‌های فرهنگی و قراردادهای اجتماعی قرار می‌گیرد. بزرگسالان در هر جامعه، رفتار کودکان را با توجّه به هنجارها و ارزش‌های فرهنگی، به هنجار یا نا به هنجار در نظر می‌گیرند (وایسر و همکاران، 1988) در فرهنگ‌های غربی رفتار محتاط و منفعل توسّط والدین و همسالان، منفی درنظر گرفته می‌شود و اشخاصی که این گونه رفتار‌ها را نشان می‌دهند از لحاظ اجتماعی، نارس، ترسو و وابسته توصیف می‌شوند. در حالی که کودکان چینی از طرف والدین به وابستگی، احتیاط و کم رویی تشویق شده واین رفتارها، مورد تأیید جامعه و همسالان قرار می‌گیرد و به عنوان رفتارهای کارآمد تحسین می‌شود.
محقّقان به طور پیوسته گزارش کرده‌اند که کودکان، نوجوانان و بزرگ سالان چینی نسبت به همتایان خود در آمریکای شمالی، افرادی مضطرب‌تر و حسّاس‌تر هستند.
نتایج اخیر بیانگر آن است که محیط فرهنگی وارزش‌های اجتماعی تأثیر متفاوتی بر درک و درمان رفتارهای محتاطانه، ترس وگوشه گیری در کودکان دارد.

چگونه می‌توانیم کمک کنیم؟
اغلب مشکلات روان شناختی در دوران بزرگ سالی، ریشه در دوران کودکی دارد ومتأسّفانه عدم آگاهی یا بی توجّهی والدین نسبت به علایم هشدار دهنده، موجب تداوم آن‌ها در سرتاسر عمر می‌شود. با توجّه به تأثیر چشم گیر تعلیم و تربیت در دوران کودکی، معلّمان، مرجع قابل اعتمادی هستند که نیازهای اساسی کودکان را می‌شناسند و هر گونه تغییر در رفتار، ظاهر و خلق و خوی آن‌ها را به سرعت درک می‌کنند.
از آن جا که گوشه گیری اجتماعی نشانه‌ی وجود مشکلات پیچیده و زیر بنایی در کودکان است، مشاهده‌ی دقیق رفتارهای دانش آموزان در موقعیّت کلاسی و اوقات تفریح و شناسایی دانش آموزان مشکل دار، مهم‌ترین اقدامی است که انتظار می‌رود معلّمان و مربیّان انجام دهند.
آموزش مهارت برقراری روابط اجتماعی به دانش آموزان در اغلب موارد به کاهش رفتار گوشه گیری کمک می‌کند. بسیاری از دانش آموزان به ویژه کودکان گوشه گیر بامهارت‌های دوست یابی و اصول برقراری ارتباط، نحوه‌ی صحبت کردن، تماس چشمی با فرد مقابل، طرز نشستن، توجّه به عواطف دیگران و... آشنا نیستند.
معلّمان می‌توانند با در نظر گرفتن فعّالیّت‌های گروهی برای دانش آموزان، زمینه‌ای را فراهم کنند تا کودک گوشه گیر ارتباط و همکاری بهتری با هم کلاسی‌های خود داشته باشد. در صورتی که شرکت در فعّالیّت‌های گروهی با راهنمایی و تشویق معلّمان همراه باشد، دانش آموز انگیزه‌ی بیش‌تری برای شرکت درگروه پیدا می‌کند و به تدریج نگرش همسالان نسبت به او تغییر خواهد کرد. این شیوه‌ی برخورد، اعتماد به نفس کودک گوشه گیر را نیز بهبود می‌بخشد.
تعیین مسؤولیت‌های هر چند کوچک و جزیی برای دانش آموزان گوشه گیر در کلاس درس و در نظر گرفتن پاداش‌های مناسب برای انجام دادن صحیح کارها، اعتماد به نفس آن‌ها را تقویت می‌کند. به تدریج می‌توان فعّالیّت‌های مهم‌تری را به آن‌ها واگذار نمود.
کودکان گوشه گیر هم مانند دانش آموزان عادی توانایی‌ها و ویژگی‌های مثبت شخصیّتی دارند امّا غالباً این توانمندی‌ها را کم اهمّیّت و بی ارزش می‌دانند معلّمان می‌توانند نقاط قوّت و ضعف دانش آموزان را در دروس و فعّالیّت‌های مختلف شناسایی کرده و با برجسته کردن قوّت‌ها و توانایی‌های درسی و غیر درسی، به آن‌ها کمک کنند تا در مسیر درستی گام بردارند و احساس موفّقیّت نمایند. همواره به یاد داشته باشیم موفّقیّت، اعتماد به نفس را بالا می‌برد و اعتماد به نفس خوب، موجب موفّقیّت‌های بیش تری می‌شود.
-
دکتر شهـــــرام محمدخانی


منبع مقاله :
محمدخانی، شهرام؛ ابراهیم‌زاده، ناهید؛ (1392)، مشکلات روانی و رفتاری دانش‌آموزان شناسایی و مداخله، تهران: ورای دانش، چاپ دوم 




نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : گوشه گیری اجتماعی در دانش آموزان-گوشهگیری کودکان،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 تیر 1394

یک روانشناس تربیتی با تاکید بر اینکه جهشی درس خواندن برای دانش آموزان توصیه نمی‌شود، به خانواده‌ها توصیه کرد تا بر جهشی درس خواندن فرزندانشان اصرار نکنند.
بر جهشی درس خواندن فرزندانتان اصرار نکنید
جواد تجر در گفت‌وگو با ایسنا، با تاکید بر اینکه جهشی درس خواندن داشن آموزان از نظر علمی مطلوب نیست، گفت: این شیوه تحصیل مطلوب نیست و توصیه می‌شود خانواده‌ها بر آن تاکید نداشته باشند.

این دکترای روانشناسی تربیتی افزود: جهشی درس خواندن سبب می‌شود تا دانش‌آموز تمامی ایام سال را با مشغله‌های درس و تحصیل سپری کرده و همین درگیری مداوم او با درس و مدرسه می تواند مشکلاتی را برای او در پی داشته باشد.

تجر افزود: جهشی درس خواندن باعث بروز خستگی و به ویژه خستگی روانی دانش آموزان می شود و چه بسا حتی دلزدگی دانش‌آموز از تحصیل را در پی داشته باشد و از این حیث پرداختن و تاکید خانواده‌ها بر آن توصیه نمی شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد کرمانشاه در ادامه از اضطراب موقعیتی به عنوان یکی از اضطراب‌ها یاد کرد که در موارد تحصیل و در مورد امتحانات در دانش آموزان بیشتر بروز می‌کند و لذا درگیری تمام مدت دانش آموزان با درس و مدرسه در طول سال باعث می شود تا آنها به طور مستمر با این نوع از اضطراب مواجه باشند و همین مسئله میزان کارکرد آنها را کاهش خواهد داد.

وی با تاکید بر اثرات سوء اضطراب بیش از حد در افراد گفت: با جهشی درس خواندن فشار زیادی به دانش آموز وارد آمده و میزان اضطراب او نیز بیشتر می شود، لذا توصیه می شود خانواده‌ها بر این موضوع اصرار نداشته باشند.
این دکترای روانشناسی تربیتی افزود: بهتر است خانواده‌ها به جای اصرار بر جهشی درس خواندن فرزندانشان، شرایطی را فراهم کنند تا آنان از تعطیلات تابستان در راستای تقویت سایر استعدادها و توانمندی‌های خود بهره ببرند.




نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : بر جهشی درس خواندن فرزندانتان اصرار نکنید،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 15 تیر 1394


 
با بکاربردن یک سری راهکارها می توانید باهوش تر از قبل شوید کافیست آنها را بکارگیرید. هوش قابل‌ رشد است و کارهای زیادی برای تقویت آن می‌توانید انجام دهید.

تکنیک هایی برای باهوش تر شدن

برای باهوش بودن به سه چیز نیاز دارید:

۱. آموزش دیدن برای فرایندهای فکری
۲. داشتن اطلاعات زیاد
۳. تمرکز کردن بر یک مشکل یا ایده

بعنوان مثال، توماس ادیسون به این دلیل می توانست روی لامپ برق فکر کند که:

۱. برای اینکه یک متفکر منطقی باشد آموزش دیده بود

۲. درمورد مهندسی برق چیزهای زیادی می دانست

۳. روی حل یک مشکل تمرکز کرده بود


در زیر به اقدامات کوچکی اشاره می کنیم که اگر به صورت روزانه انجامشان دهید می توانید بسیار باهوش تر باشید.


۱. تا ۳۰ دقیقه بعد از بیدار شدن از خواب، ۲ لیوان آب بنوشید.

بدن شما بخاطر ساعت های متمادی خواب بودن، ۹-۶ ساعت است که آبی دریافت نکرده است. آب برای تصفیه موادزائد و توازن مایعات بدن ضروری است. نوشیدن دو لیوان بزرگ آب در ابتدای صبح، کمبود آب بدنتان را جبران خواهد کرد. تحقیقی که روی کودکان انجام گرفته بود نشان داده است که نوشیدن آب بعد از برخاستن از خواب، قدرت ذهن آنها را برای انجام تکالیف فکری بالاتر برده است.

۲. در زمان صبحانه خلاصه یک کتاب را بخوانید.

کتاب خواندن کاری فوق العاده است اما زمان صبحانه به چیزی بسیار کوتاهتر نیاز دارد. به جای خواندن مقالات جدیدی که تاثیر چندانی بر زندگی و هوش شما ندارند، خلاصه کتاب های پرفروش جهان را مطالعه کنید.

۳. در فاصله بین خانه تا محل کار به یک کتاب صوتی گوش دهید.

حتی اگر از خانه تا محل کارتان ۱۰ دقیقه طول بکشد، باز هم می توانید چند کتاب صوتی روی حافظه گوشی همراهتان بریزید و در این مسیرهای رفت وآمد به آن گوش دهید.

۴. در حین کار کردن چای سبز بنوشید.

برخلاف کافئین که باعث مضطرب شدن بسیاری از افراد می شود، چای سبز حاوی ال-تیانین است. این آمینواسید موجب افزایش امواج آلفای مغز می شود:

در عمل این یعنی برخلاف قهوه که اضطراب را در افراد تحریک می کند، چای سبز مرغوب تمرکزی توام با آرامش البته بدون حس خواب آلودگی در فرد ایجاد می کند. به همین دلیل است که ال-تیانین را به صورت مکمل هم برای ریلکسیشن و تقویت سلامت قلبی-عروقی عرضه می کنند.

۵. در طول روز چرت کوتاهی داشته باشید.

چرت کوتاه به مغزتان کمک می کند سرحال شود. ثابت شده است که یک چرت کوتاه در حین یادگیری سرعت یادگیری را بالا می برد. ذهن شما ریتمی دارد که مشخص می کند چه زمان خواب آلود است و چه زمان به خواب نیاز دارد.

همانطور که می بینید بیشتر افراد وسط روز خواب آلودتر می شوند. این بهترین زمان برای یک چرت کوتاه است تا هوشیاری و کارایی برای باقی روز به شما برگردد.

۶. در طول روز قند و شکر مصرف نکنید.

درواقع اگر بتوانید مصرف آن را به طور کل قطع کنید، بهتر است. اما اگر نمی توانید، سعی کنید در زمان هایی که به تمرکز نیاز دارید از قندیجات استفاده نکنید. بالا و سپس پایین آوردن های قند برای عملکرد هوشمندانه مغز خوب نیست. چیزی که خیلی خوب برای آن موثر است اسیدهای چرب می باشد. سعی کنید قندیجات را با با چیزی مثل ماهی یا تخم مرغ جایگزین کنید.

۷. فقط چند بار در روز به وبسایت های اجتماعی سر بزنید.

مغز به اطلاعاتی که به آن عرضه می کنید عادت می کند. اگر آن را با اطلاعات سریع و غیرمحرک بمباران کنید، تمرکزتان از بین می رود. سعی کنید با ارائه اطلاعات محرک به مغزتان، عملکرد آن را بالا ببرید. اگر واقعاً دوست دارید به شبکه های اجتماعی سر بزنید، برای خودتان وقت گذاشته و بیشتر از یک زمان مشخص در آن سپری نکنید.

۸. به جای تماشای سریال و فیلم، بازی کنید.

تماشای تلویزیون فعالیتی منفعل است. مغز شما اطلاعات را دریافت کرده اما آنها را پردازش نمی کند. اینکار را با بازی کردن جایگزین کنید. در یک تحقیق که در سال ۲۰۱۴ انجام گرفت مشخص شد که حتی یک بازی ساده مثل سوپرماریو تاثیری قابل توجه بر انعطاف پذیری مغز دارد. یک تحقیق دیگر این این یافته ها را تایید کرده است.

۹. به جای تماشای تلویزیون، کتاب بخوانید.

درست مثل بازی کردن، بهتر است که موقع تماشای تلویزیون کتاب بخوانید زیرا فعالیت بهتری برای مغزتان است. کتاب خواندن باعث می شود مغزتان تصاویری ذهنی از چیزی که می خوانید بسازد.

۱۰. کمی برنامه ریزی کامپیوتری انجام دهید.

برنامه ریزی کامپیوتری روشی عالی برای تفکر منطقی است. یادگیری کدنویسی شاید سخت باشد اما وبسایت هایی هستند که این کار را به صورت رایگان آموزش می دهند. می تواند برایتان مثل حل کردن پازل باشد.

۱۱. موقع آشپزی اخبار و برنامه های علمی تماشا کنید.

زمان درست کردن شام، وقت خوبی است که از پیشرفت های جدید تکنولوژی، آموزش و طراحی و همچنین اخبار روز آگاه شوید و اطلاعات عمومی تان را بالا ببرید.

۱۲. در طول روز چند حرکت ساده ورزشی انجام دهید.

جسم و ذهن ارتباطی قوی با هم دارند. تناسب جسمی به عملکرد بهتر مغز کمک می کند. البته لازم نیست که هر روز به باشگاه ورزشی بروید تا بتوانید از فواید آن بهره مند شوید (که البته اگر بروید بهتر است). انجام چند حرکت ورزشی پایه در خانه یا راه رفتن یا پله نوردی هم تاثیری عالی روی شما خواهد داشت. سعی کنید هر جند ساعت یکبار یک حرکت فیزیکی حتی بلند شدن از جایتان و کشیدن بدنتان انجام دهید.

۱۳. با کسی که از شما باهوش تر است وقت بگذرانید.

عادت ها مسری هستند. این یک واقعیت علمی است که مثلاً چاقی از طریق ارتباطات اجتماعی پخش می شود. عادت ها و الگوهای فکری کسانی که با آنها وقت می گذرانید به شما منتقل می شود. خودتان را در معرض کسانی قرار دهید که از شما باهوش ترند تا بتوانید از آنها فایده ببرید.

۱۴. با کسانی حرف بزنید که مخالف شما هستند.

با کسانیکه با شما مخالفند، بحث دوستانه کنید. اینکار کمکتان می کند تا:

– نظرتان را اثبات کنید

– متقاعد شوید که اشتباه می کنید

در هر دو حالت، شما برنده هستید. در اولین حالت، شما با بحث منطقی فرد مقابل را متقاعد می کنید و در حالت دوم منطق اشتباهی که قبلاً داشتید، اصلاح می شود.

۱۵. برای پیاده روی به طبیعت بروید.

قدم زدن در طبیعت فواید مختلفی دارد:

– بخاطر وجود درخت های بیشتر، اکسیژن بیشتری در این مناطق وجود دارد

– ذهن انسان در طبیعت آرامش بیشتری دارد

– قدم زدن به گردش خون شما کمک می کند

قدم زدن در پارک در زمان ناهار می تواند کمکتان کند بقیه روزتان را هوشمندانه تر سپری کنید.

۱۶. همیشه یک دفترچه یادداشت همراه داشته باشید

افراد باهوشی مثل لئوناردو داوینچی همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود دارند. آنها از این دفترچه برای یادداشت کردن ایده ها، طرح ها و سوالاتی که به ذهنشان می رسد استفاده می کنند. شما هم یک دفترچه همراه خود داشته باشید تا هر چیز جالبی که به ذهنتان رسید را یادداشت کنید. این کار به شما کمک می کند کنجکاوی و تفکر منطقی را در خودتان پرورش دهید.

۱۷. ده دقیقه در آخر روزتان را به برنامه ریزی برای روز بعد اختصاص دهید.

با برنامه ریزی کردن از یک روز قبل، روزتان را با یک برنامه شروع خواهید کرد. اینکار کمکتان می کند بسیار کارآمدتر عمل کنید. خیلی ها همه روز مشغله دارند اما درواقعیت کارایی چندانی ندارند. یک بخش مهم از باهوش بودن این است که بدانید کار هوشمندانه مهم تر و موثرتر از کار زیاد است.

 منبع:میگنا





نوع مطلب : مقالات آموزشی، 
برچسب ها : تکنیک هایی برای باهوش تر شدن،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 10 تیر 1394


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی