تبلیغات
بانک سوالات امتحانی اول تا ششم دبستان (معلم ماکویی) - مطالب شهر من ماکو
بانک سوالات امتحانی اول تا ششم دبستان (معلم ماکویی)
آموزش ابتدایی تخصص ماست
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


وبلاگ آموزشی -علمی-مدیریتی
قلم از موارد سوگند باریتعالی میباشد، بنا بر این حرمتش واجب است پس همیشه نوشتن رهگشا نیست!آنچه از قلم باید بتراود بارقه و رنگ و بوی دردمندانه آنست!درد بسیار است و قلمم یخ زده و مبهوت!قلمم از مجازات و تاوان در مقابل جرم و گناه نکرده غمگین است؟!
استفاده از تمام موضوعات وبلاگ با ذکر منبع بلامانع میباشد

مدیر وبلاگ :مرتضی دادگر اصل
نظرسنجی
دوست ارجمند نظرشما در باره این وبلاگ چیست






 نگاهی به آداب و رسوم چهارشنبه های آخر سال در آذربایجان




مقدمه

اگر نگاهی به فرهنگ آذربایجان بیاندازیم برای اکثر ایام و فصول سال مراسمات مختلفی می بینیم، که این نیز نشان بارز از فرهنگ غنی و قدرتمند آذربایجان می باشد.

برای آشنایی با بیشتر این مراسمات و شناخت مناسبتهای مختلف آذربایجان، علاوه بر میراث مکتوب، فولکولور یا فرهنگ شفاهی آذربایجان نیز کمک شایانی به ما می کند.


یکی از این مناسبتها، مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال می باشد که مقدمه ای تلقی می شوند برای مراسمات تحویل سال جدید.

عده ای برآنند که چهار بودن چهارشنبه های آخر سال به نوعی با فرضیه فیثاغورس مربوط می باشند. چرا که وی عدد چهار را اصل و ریشه طبیعت جاودان می داند. لذا بنا به اعتقاد اینها، عدد چهار در این آیین چهار وجه دارد که اولین آن منسوب به باد و در آن نیز باد می آید. دومین خاک، سومین آتش و سرانجام آب که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می شود و زمین نفس می کشد. تاریخ ما تورکها، فلسفه هر یک از ایام را به خوبی برای ما روشن می سازد و رابطه و احترام نیاکانمان را به طبیعت نشان می دهد. به همین خاطر نیز حتی ساعتهای مختلف روز نیز برای خود دارای جایگاه مخصوصی می باشند. و مراسمات این ایام � نوروز � فلسفه های خاص خود را دارند که درک آنها نیاز به تدقیق در میراث معنوی به جا مانده از نیاکانمان دارد. در این مقال مختصری در مورد مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال ذکر می شود.


چهارشنبه های آخر سال را به ترتیب با اسامی چهار عنصر طبیعی مشخص کرد ه اند که عبارتند از: “سو چرشنبه سی” (چهارشنبه آب) ، “اود چرشنبه سی” (چهارشنبه آتش) ، “یئل چرشنبه سی” (چهارشنبه باد) و “توپراق چرشنبه سی” (چهارشنبه خاک) که به اسامی دیگری نیز مانند: “سور چرشنبه سی” (چهارشنبه سوری)، ” “لوطی چرشنبه سی” (چهارشنبه لوطی) معروف می باشد.



1- “سور” در زبان تورکی به معنای شادی، سرور، گذراندن روزگار به خوبی می باشد.

به باور و اعتقاد نیاکان ما، “یئل، اود و سو” به مهمانی توپراق می روند و در معبد توپراق جمع می شوند و روزهای سخت، زمستانی را که توام با قحطی و فلاکت و سختی بوده است بر او عرضه می دارند و الهه توپراق را به بیداری دعوت می کنند و این چهار الهه دست در دست همدیگر با خواندن این شعر:

سو گلدی ها، اود گلدی ها، یئل گلدی

آب آمد، آتش آمد، باد آمد

تزه عؤمور � تزه تاخیل ایل گلدی

عمر تازه، روییدنی و سال تازه اومد

دنیای روشنایی ها را به مردم به ارمغان می آورند و مردم نیز با دیدن این وضعیت به جشن و پایکوبی در طبیعت می پردازند. البته امروزه روز مردم به سان گذشته تمامی مراسمات مربوط به هر یک از چهارشنبه های مذکور را به جا نمی آورند ولی عموما با اجرای مختلف آنها موجب پایداری آنها می شوند.

چرشنبه لیک:

در چهارشنبه آخر سال از طرف خانواده داماد به خانه تازه عروس هدایایی با عنوان “چرشنبه لیک” (هدیه روز چهارشنبه ) فرستاده می شود. در میان این هدایا می توان سبزه عید، چند شاخه گل سرخ، تعدادی ماهی قرمز، آجیل، لباس، چادری و… مشاهده کرد. همچنین سفره هفت سین، آینه، شانه و سرمه نیز همراه آن به خانه عروس می فرستند.

“چرشنبه بازاری” ( خرید روز چهارشنبه ) نیز آداب مخصوص به خود را دارد. همه مردم به بازار می روند و “چرشنبه لیک” می خرند. چرشنبه لیک عبارت است از آینه، شانه، جارو، آجیل و… در این روز برای بچه ها نیز اسباب بازی می خرند. در تبریز وقتی برای بچه ها اسباب بازی می خرندبه شوخی گفته می شود: “چرشنبه اوشاغی، بئشی بیر شاهی” (کودک چهارشنبه، پنج تاشون یک عباسی)

و آن شخصی که فرزندان زیادی دارد زمانی که برای خرید به بازار می رود، این ندا را برای وی سر می دهند: “چرشنبه بالالاری” (بچه های چهارشنبه).

در این روز معمولا غذاهایی مانند پلو و کوفته درست می کنند. هنگام درست کردن کوفته، یک کوفته اضافه می پزند و به آن “غئییب پایی” (سهم غایب) می گویند که سهم مهمان ناخوانده می باشد.

در این روز همچنین گندم بو داده (قورقا) درست می کنند و در بعضی از مناطق، ریش سفید فامیل هنگام روشن کردن آتش در پشت بام، یک خط دایره ای کشیده و قورقا ها را داخل آن پخش می کند و سپس شروع به دعاهایی از این قبیل می کند: بسم الله الرحمن الرحیم، الهم صلی علی محمد و آل محمد، ای خدا، انشاالله که نوروز محمد، ثروت و دولت ابراهیم، عمر نوح، سلامتی و ارزانی نعمت برای ما و همسایگانمان عنایت فرما، برای اشخاص بدون اولاد، اولاد، برای جوانها سلامتی، برای پیران طول عمر، برای بیماران شفا، برای فقرا مال و ثروت، برای ثروتمندان کرامت عنایت فرما. مردم را نسبت به یکدیگر مهربان کن، آمین یا رب العالمین” بعد از دعا، مشتی از قورقاها و نخود و عدس برداشته و بعد از نیت و درخواست روزهای خوش برای همه از خدا، آنها را به سوی آسمان پرت می کند و می گوید: “بودا قوشلارین پایی” (این هم سهم پرندگان).

وسایل شادی:

وسایل شادی زیادی برای شادی و جشن این روز وجود دارد. از میان آنها می توان به “ترقه، یئتددی تاراقا، تومانا گیره ن، ال بمبی و…” اشاره کرد. که از طرف جوانها پرتاب شده و منفجر می شوند. در بعضی از مناطق از “توپ اودی” (توپ آتشین) نیز استفاده می کنند. این توپ از پارچه هایی که به همدیگر تنیده شده اند در چهارشنبه آخر سال آتش زده می شود و جوانها در محلها آن را به سوی همدیگر پرتاب می کنند.

“توولاما” از دیگروسایل شادی است. در درون این توولاما ها (گردونه های آتش) خرده های آلومینیوم و آتش ریخته و آنها را می چرخانند و هنگام چرخش، گلوله های سفید آتش همه جا پخش می شود.

از تفریحات دیگر این موقع “یومورتا چاقیشدیرماق” (بازی تخم مرغ ) می باشد. نحوه بازی بدین شکل است که جوانان در میدانگاهها جمع می شوند و تخم مرغهایی که آب پز شده اند را به یکدیگر می زنند تا ببینند کدامیک زودتر می شکند. کسی که تخم مرغش می شکند بازنده است و باید آن را به فرد برنده بدهد.




فال گوش وایستادن:


فال گوش وایستادن را نیز می توان از رسومات مربوط به این روز به حساب آورد. در روستاها از منافذ پشت بامها و دیوارها و در شهرها از پشت درها، اشخاصی که می خواهند به این طریق برای خود “فال گوش” بگبرند با گوش خواباندن، سعی می کنند سخنان افراد داخل خانه ها را بشنوند و بعد از آن، نیتها و خواسته هایی که درذهن و دل خود گرفته اند را به وسیله این حرفها تعبیر می کنند. به همین خاطر در این روز در خانه ها حرفهایی که رد و بدل می شود حرفهایی دلنشین و زیبا می باشد.

فال آب:

از دیگر فالهای این روز “سو فالی” (فال آب) می باشد. دخترها، عروس خانم ها و زنها، هر کدام وسایلی مانند سنجاق، دکمه، منجق و… را در داخل ظرفی که داخل آن آب است می اندازند سپس یک نفر بایاتی (دوبیتی تورکی) می خواند و یک کودک کم سن و سال یک به یک وسایل را از داخل ظرف بیرون می آورد. برای وسایل هر کس، از بایاتی هایی که خوانده شده تعابیری وجود دارد. خوانندگان بایاتی ها سعی می کنند حرفهای زیبا و دلنشین را بر زبان جاری سازند.

چهارشنبه سوری و روشن کردن آتش:


یکی از مراسمات مهم این روز، روشن کردن آتش و پریدن از روی آن می باشد. روایت های زیادی در مورد این مراسم وجود دارد. بعضی، به وجود آمدن این رسم را به زمان زرتشت پیامبر نسبت می دهند و بعضی آن را رسمی می دانند که از زمان مختار ثقفی (انتقام گیرنده خون امام حسین (ع) ) باقی مانده است. چرا که اینها معتقدند مختار با طرفدران خود قراری می گذارد مبنی بر اینکه در شب چهارشنبه در پشت بامها آتش روشن کنند، تا بدینوسیله دست به قیام بزنند و همه را آگاه سازند. و بدین طریق گرفتن انتقام خون امام حسین از دشمانش شروع می شود. و از آن روز به بعد، مردم، چنین روزی را روز شادی خود انتخاب می کنند.

عده ای بر این باورند که “سوری” واژه ای کردی و به معنای قرمزی و سرخی می باشد. ولی با نگاهی به تاریخ باشکوه تورک خلاف این موضوع برای ما ثابت می شود و ریشه این کلمه و همچنین ریشه مراسمات مختلف این روز را در این تاریخ مشاهده می کنیم. و حتی شاید بتوان گفت که سومرها �قبائیل تورک � اولین مردمانی بوده اند که مراسمات مربوط به چهرشنبه های آخر سال و نوروز را جشن می گرفتند. چنانچه آقای دکتر مهرداد بهار نیز در مدخل کتاب “تخت جمشید” خود و هم در مصاحبه خود با مجله آدینه (شماره بهار 1372) چنین تصریح می کند: “…جشن نوروز در اصل یک جشن آریایی نبوده بلکه نخست در بین سومریان مرسوم بوده است… این آیین از بین النهرین به دیگر مناطق جهان و از جمله ایران رفته است…”.. البته خود کلمه “سور” (sur) در زبان تورکی به معنای سرور و شادمانی می باشد. در آداب و سنن قدیمی ما تورکها 4 چهارشنبه ماقبل نوروز جشن گرفته می شد و در چهارشنبه آخرین بر فراز تپه بلندی آتش افروخته تا قبل از طلوع آفتاب از روی آن می پریدند. رسم برافروختن آتش اشاره به یک حادثه تاریخی نیز می کند و آن اینکه تورکانی که در “ارگنه گون” � نام مکانی- در محاصره بودند بکمک افروختن آتش توانستند محاصره را شکسته، راه سرزمین پدریشان را بیابند.

این روز رستاخیز یعنی بازگشت به سرزمین مصادف بود با شروع فصل بهار، بهمین خاطر خان تورکان هر ساله بیاد بود آن روز آتش بزرگی افروخته و با کوبیدن پتک بر روی آهنی که در آتش بزرگ قرار داده شده آغاز سال و جشن را اعلام می کند.

آتشکده های به جا مانده از گذشته ها نیز نشان می دهد که این عنصر طبیعی در میان ملت تورک برای خود اهمیت خاصی داشته لذا مراسمات فعلی زنجیره خود را از گذشته حفظ کرده و اگر قالب ها نیز عوض شده باشند ولی مفهوم ذاتی خود را از دست نداده اند. پس نمی توان به همین راحتی صحبت از کردی یا عربی یا … بودن کلماتی مانند سوری کرد. شاید در میان قوم کرد این واژه به معنای قرمزی باشد، ولی آن نمی تواند دلیلی بر تسری آن بر واژه های مشابه آن در فرهنگ ملتهای دیگر به همان معنا باشد.

بعد از غروب آفتاب، آتشها روشن می شوند و همه سعی می کنند از روی ان بپرند. زمان روشن کردن آتش از” اوزه رلیک” ( اسپند) که از بازار خریده شده می سوزانند و اعتقادی وجود دارد که پریدن از روی آتش موجب خوشبختی و گشایش بخت می شود.

موقع پریدن از روی آتش چنین نغمه هایی خوانده می شود:


آتیل � باتیل چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

آغیرلیغیم � اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادلارا

آغیریلیغیم اود اولسون

اوددا یانان یاد اولسون

اود اوستن آتداناق

هر جفایا قاتداناق

آغیرلیغیم � اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادللارا

آتیل � توتول چرشنبه

چیللم توکول چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه


عالم گرانقدر مرحوم پروفسور محمد تقی ***یشچی (ذهتابی) در کتاب تاریخ دیرین ترکهای ایران (ایران تورکلرینین اسکی تاریخی) با اشاره به این رسم چنین بیان می کند: “اهل منزل و حتی پیرمردهای 90 ساله به پشت بام می روند و در حالی که مقابل آتش می ایستند و دستهایشان را رو به آسمان گرفته اند می گویند: خدایا تو را هزاران بار شکر، پارسال ده تومان سرمایه داشتیم، سراسر سال را کار کردیم، منفعت کردیم و زندگیمان را به خوبی گذراندیم و همان ده تومان باز هم باقی است. و سپس به بچه ها اشاره می کند که مراسم را شروع کنند و بچه ها نغمهای مربوط به این مراسم را سر می دهد و مشغول شادمانی و پریدن از روی آتش می شوند. به مراسمات مربوط به آتش کردن روشن نادارا می گویند.

در بعضی از مناطق بعد از پردن از روی آتش، باز هم با باورها و رسوم مختلفی رودر رو می شویم. برای مثال دخترها بعد از پریدن از روی آتش موقعی که به خانه برمی گردند کفشهایشان را درمی آورند و به طرف آستانه در خانه پرت می کنند. اعتقاد و باور بر این است که اگر پاشنه کفش ها به طرف منزل باشد آن سال به خانه بخت خواهند رفت.

و در بعضی مناطق بعد از پریدن از روی آتش بر روی یک بیل یا یک پارو سوار می شوند و مثل اسب به سواری کردن با آن می پردازند. از کسی که بر روی پارو سوار شده می پرسند “کجا می روی” و او هم نام جایی که آرزو دارد در سال جدید برود، بر زبان جاری می سازد. همچنین مردم از خاکسترهای آتش برمی دارند و موقع صبح، کنار آب رفته و خاکسترها را بر روی آب می ریزند. و با گرفتن ناخنهای خود می گویند:

آغیرلیغیم � اوغورلوغوم گئت

قادا � بلا بیزی ترک ائت

پختن سمنو:


سمنو جزء غذاهایی است که در آخر سال خانم ها با همکاری یکدیگر به پخت آن مشغول می شوند.

یکی از سمبلها و نشانه های بارز باستانی ترین عید تورکها �نوروز- پختن سمنو می باشد. که جزء رسوم زیبای آذربایجان می باشد.

خانم ها، در ظرفها و سینی هایی گندم ها را ریخته و پس از آبیاری آنها یک پارچه نازک بر روی آنها می کشند. بعد از چند روز گندمها شروع به جوانه زدن می کنند در این موقع پارچه نازک را از روی گندمهای جوانه زده بر می دارند و یکی دو روز هم به آن حالت نگه می دارند. بعد از این موقع، گندمها را برداشته و بعد از له کردن آنها در یک توبره ریخته و آب آنها را می گیرند سپس این آب را در درون دیگ ریخته و می گذارند روی اجاق کم شعله. هنگامی که سمنو شروع به جوشیدن می کند در دیگ را می گذارند و یک جانماز، تسبیح، آینه و سفره قرآن باز کرده و دیگ را به حال خود گذاشته و اطراف دیگ را خلوت می کنند.

چنین اعتقادی وجود دارد که هنگام جوشیدن سمنو حضرت فاطمه (س) می آید و مزه و شیرینی به آن می دهد. بعد از پخته شدن سمنو، شروع به پخش سمنو می کنند. در دیگ سمنو “بادام پوسته دار” نیز می ریزند، چرا که باور بر این است که هر کس این بادامها را در کیسه پولش بگذارد پولش برکت پیدا کرده و زیاد می شود.

“ترانه سمنو” یکی از ترانه های آشنا برای آذربایجانیها می باشد که همراه با احساسات زیبا، اهمیت سمنو را در میان آذربایجانیها نشان می دهد.

سمنی آی سمنی

هر یازدا سن یادا سال منی

سمنی ساخلا منی

ایل ده گؤیردیم سنی

گولوش دوغار دوداغلاردا سمنی

بیزیم ائللر اوخور بو نغمه نی

سمنی آی سمنی ساخلا منی

دوزوم دؤرد یانینا نرگس، یا سمنی

بو بایرامدا هر ایل بایرام دوزه لدن

من ال چکمم سندن کیمی گوزه لدن

سفره لر بزه ییرسن ازلدن

یاراشیرسان اوتاقلارا سمنی

سمنو آی سمنو

در هر بهار مرا به یاد بیار، سمنو

سمنو! از من محافظت کن

تا هر سال تو را سبز کرده و بپزم

سمنو! تبسم بر لبها می نشیند

ملت ما این ترانه را می خوانند

سمنو آی سمنو مرا حفظ کن

تا در چهار گوشه ات گل نرگس بچینم

این عید نیز مثل عیدهای گذشته که تو را می پختم

من از مه رویی مثل تو دست نخواهم کشید

از ازل تا حالا سفره ها را رنگین می کنی

زینت بخش منازل هستی

“شال سالاماق” (رسم شال اندازی):

یکی از رسومات جالب توجه در چهارشنبه آخر سال انداختن شال از سوراخهای پشت بام خانه ها می باشد. معمولا در این شب جوانان و بخصوص تازه دامادها شالهایی به رنگ قرمز را از سوراخهای پشت بامها � که برای تهویه درست شده اند � به داخل خانه ها می اندازند و صاحب خانه نیز جورابی، پیراهنی و … به آن می بندد. تازه دامادها نیز می گویند که نامزدم را به شال ببندید، اطرافیان عروس نیز می گویند که نمی شود و در عوض جوراب، آجیل و… به شال می بندند.

استاد شیرین سخن، شهریار در منظومه حیدربابا این رسم را به صورت منظوم چنین توصیف می کند:

بایرامیدى ، گئجه قوشى اوخوردى
آداخلى قیز ، بیگ جوْرابى توْخوردى
هركس شالین بیر باجادان سوْخوردى
آى نه گؤزل قایدادى شال ساللاماق !
بیگ شالینا بایراملیغین باغلاماق !


شال ایسته دیم منده ائوده آغلادیم
بیر شال آلیب ، تئز بئلیمه باغلادیم
غلام گیله قاشدیم ، شالى ساللادیم
فاطمه خالا منه جوراب باغلادى
خان ننه مى یادا سالیب ، آغلادى
 
حیدربابا ، میرزَممدین باخچاسى
باخچالارین تورشا-شیرین آلچاسى
گلینلرین دوْزمه لرى ، طاخچاسى
هى دوْزوْلر گؤزلریمین رفینده
خیمه وورار خاطره لر صفینده

 
بایرام اوْلوب ، قیزیل پالچیق اَزَللر
ناققیش ووروب ، اوتاقلارى بَزَللر
طاخچالارا دوْزمه لرى دوْزللر
قیز-گلینین فندقچاسى ، حناسى
هَوَسله نر آناسى ، قایناناسى


باكى چى نین سؤزى ، سوْوى ، كاغیذى
اینكلرین بولاماسى ، آغوزى
چرشنبه نین گیردكانى ، مویزى
قیزلار دییه ر : ” آتیل ماتیل چرشنبه
آینا تكین بختیم آچیل چرشنبه “

 
یومورتانى گؤیچك ، گوللى بوْیاردیق
چاققیشدیریب ، سینانلارین سوْیاردیق
اوْیناماقدان بیرجه مگر دوْیاردیق ؟
على منه یاشیل آشیق وئرردى
ارضا منه نوروزگوْلى درردى

نوروز بود و مُرغ شباویز در سُرود
جورابِ یار بافته در دستِ یار بود
آویخته ز روزنه ها شالها فرود
این رسم شال و روزنه خود رسم محشرى است !
عیدى به شالِ نامزدان چیز دیگرى است !
 
با گریه خواستم كه همان شب روم به بام
شالى گرفته بستم و رفتم به وقتِ شام
آویخته ز روزنة خانة غُلام
جوراب بست و دیدمش آن شب ز روزنه
بگریست خاله فاطمه با یاد خانْ ننه

در باغهاى میرزامحمد ز شاخسار
آلوچه هاى سبز وتُرش ، همچو گوشوار
وان چیدنى به تاقچه ها اندر آن دیار
صف بسته اند و بر رفِ چشمم نشسته اند
صفها به خط خاطره ام خیمه بسته اند

 
نوروز را سرشتنِ گِلهایِ چون طلا
با نقش آن طلا در و دیوار در جلا
هر چیدنى به تاقچه ها دور از او بلا
رنگ حنا و فَنْدُقة دست دختران
دلها ربوده از همه كس ، خاصّه مادران


با پیك بادكوبه رسد نامه و خبر
زایند گاوها و پر از شیر ، بام و در
آجیلِ چارشنبه ز هر گونه خشك و تر
دخترها می گویند :‌ ” آتیل ماتیل چرشنبه
آینا تكین بختیم آچیل چرشنبه “

 
با تخم مرغ هاى گُلى رنگِ پُرنگار
با كودكان دهكده مى باختم قِمار
ما در قِمار و مادرِ ما هم در انتظار
من داشتم بسى گل وقاپِ قمارها
از دوستان على و رضا یادگارها


رسومات زیادی برای چهارشنبه های آخر سال وجود دارد که سعی خواهد شد در مجالی دیگر بصورت بسیط مورد بررسی قرار گیرد. ولی برای حسن ختام، چند رسم دیگر از مراسمات و رسوم چهارشنبه آخر سال را برایتان ذکر می کنم:




در چهارشنبه آخر سال شروع به بیطار کردن حیوانات و زدن پشم آنها می کنند.

قنداق بچه درست می کنند.

به حمام رفته و مشغول آبتنی می شوند.

شاخهای قوچها را با پارچه های قرمز رنگ می ندند.

پول، الک، نمک، آرد، روییندنی، آتش، هیزم به کسی نمی دهند.

قبل از طلوع آفتاب از روی آب می پرند.

شمعی که کاملا نسوخته را خاموش نمی کنند.

قبل از غروب آفتاب چراغها را روشن می کنند.

کنار زنی که وضع حمل کرده نمی روند.

شب زود نمی خوابند.

از دیوار خانه دیگ می آوزند.

تازه گذشتگان را به یاد می آورند و با دعاهای خود آنها را یاد می کنند.

و…

سخن آخر

نوروز عید باستانی ما تورکها و ایام مرتبط با آن برای خود رسم و رسومات مفرح و با مسمایی دارد و نیاکان ما برای حفظ فرهنگ و هویت درخت تنومند فرهنگ تورک زحمات زیادی متحمل شده اند و این میراث معنوی را برای ما به یادگار گذاشته اند. بر ملت آذربایجان (بخصوص جوانان غیرتمند آذربایجانی) لازم و واجب است که با همت خویش نگذارند که هیچ گونه گزندی از دشمنانمان به مانند زخم تیشه ای �حتی- بر کوچکترین شاخه این درخت تنومند و کهنسال برسد. و همانطور که این میراث معنوی به ما به ارث رسیده، ما نیز وظیفه داریم که آیندگان را از این امانت معنوی بهره مند کنیم و بر حسب وظیفه، تحویل آنها دهیم.

منابع:

1- یادداشتها و مشاهدات شخصی نگارنده.

2- “دیوان لغات الترک” نوشته: محمود کاشغرلی

3- مقاله “ایلین آخیر چرشنبه لری � توپراق چرشنبه سی” نوشته: علی ب- تورک

4- هفته نامه سهیل شماره 65 و 67

5- مقاله “نوروز در آذربایجان” نوشته: آیتان تبریزلی (آذراوغلو)

6- منظومه “حیدر بابا یه سلام” اثر استاد شهریار
 
7-http://www.gtalk.ir

8-http://urmulo.mihanblog.com/
 




نوع مطلب : شهر من ماکو، 
برچسب ها : چهارشنبه سوری در آذربایجان-چهارشنبه سوری-شال سالاماق-سمنو،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 22 اسفند 1394
 
یک دانشمند جوان ایرانی فقط با ۲۳ ساله توانسته با موفقیت های خود در زمینه رباتیک توجه رسانه های جهان و کرسی دانشگاه های بزرگ را به خود جلب کند. دانشمند کوچکی که به بیل گیتس ایرانی شناخته می شود.    

مجله مهر: ساده، قدبلند، لاغر و سبزه بزرگترین خصوصیات ظاهری «سجاد یعقوبی» ۲۳ ساله است که حالا توانسته با همین سن کم تبدیل به یکی از بزرگترین افتخارات کشور تبدیل شود. سجاد متولد «ماکو» متولد دورترین شهر شمال غربی کشور در استان آذربایجان غربی واقع در مرز ایران و ترکیه است.

سجاد سومین فرزند و تک پسر خانواده است برای همین باید بسیاری از آرزوهای پدر و مادرش را برآورده کند. با اینکه او در شهری زندگی کرد که امکانات تحصیلی و آموزشی بسیار پایین تر از شهر بزرگ بود اما هیچ کدام از این کمبودها نتوانست سجاد را تلاش و پیشرفت سجاد را متوقف کند.

او در کودکی علاقه زیادی به بازکردن و خراب کردن ربات های اسباب بازی و ماشین آلات مختلف داشت و یکی از تقریحات سالمش سردرآوردن از شیوه عملکرد ربات ها و ماشین ها در وسایل خانه بود. تا جایی که پول توجیبی هایش را خرج خرید قطعات رباتیکی می کرد تا از این دنیای شگفت انگیز سر در بیاورد. 

در یکی از جشن های تولد سجاد پدرش تصمیم گرفت برای سوپرایز پسرش یک تلفن همراه برایش بخرد تا با او بتواند به راحتی در مکان های مختلف ارتباط برقرار کند. اما درست فردا همان روز وقتی پدر برای پیدا کردن سجاد بارها با شماره همراهش تماس گرفت و فهمید که اتفاقی افتاده و نمی تواند پسرش را به صورت تلفنی پیدا کند. بعد از این اتفاق آقای بازیگوش اعتراف کرد که تلفن همراهش را برای خرید قطعات رباتیکی فروخته است.

سجاد یعقوبی تهران تایمز

در سفر به رشته رباتیک دنیای جدید پیش روی سجاد باز شد که توانست او را تا قله های بلندی از افتخارات سوق دهد. اما او برای رسیدن به این جایگاه زحمات زیادی کشید. در دوران مدرسه منفی بافان زیادی سعی کردند که او را از رسیدن به رویاهایش دور کنند اما پسر نابغه ماکویی با عزم راسخ خود همه را پشت سر گذاشت تا آنجا که زمانی دانش آموز دوم دبیرستان بود توانست اولین جایزه سراسری رباتیک کشور را از آن خود کند. بعد از آن سجاد مقام دوم ربوکاپ کشور آلمان در سال ۲۰۰۹ و مدال طلای مسابقات ربوکاپ بلژیک را در همان دریافت کند.

اما این تازه شروع راه بود. سجاد دوره دبیرستان را در حالی به پایان رساند که حدود ۴۰ ربات در زمینه های مختلف فوتبال، انسان نما، امداد و نجات، مسیریاب برای جراحی، کشاورزی، نظامی و صنعتی ساخته بود و توانست مقام اول مسابقات  روبوکاپ مالزی را در نوآوری و اختراع کسب کند و همچین در مسابقات کره جنوبی جایزه بهترین مخترع زیر ۱۸ سال آسیا را دریافت کند.

یکی از اختراعات بزرگ و کاربردی سجاد که در ۱۶ سالگی ساخته شد، دستگاه تجهیزات ورزش چشم بود. عضلات چشم نیز مانند دیگر عضلات خارجی بعد از فعالیت نیاز به ورزش و استراحت دارند که این دستگاه این کار را از طریق بهبود وضعیت گردش خون در زمان ۵ دقیقه انجام می دهد.

موسسات آموزش عالی زیادی از اروپا و آمریکا تمایل خود را برای تحصیل سجاد در دانشگاه های خود اعلام کردند. اما پدر و مادرش دوست نداشتند تنها پسرشان را به مکان های دور بفرستند . برای همین هم اکنون این نابغه جوان با دریافت یک بورس تحصیلی از دانشگاهی در ترکیه در حال تحصیل است.

سجاد یعقوبی تهران تایمز

بعد از آن سجاد تصمیم گرفت  که با راه اندازی یک شرکت خصوصی اختراعات خود را به فروش برساند. . روزنامه تایمز ترکیه سجاد یعقوبی را درسال قبل میلادی به عنوان چهره جوان دانشمند سال خود معرفی کرده است. این کار افرین جوان این روزها چهره بین المللی با اختراعات خود گرفته بطوری که با اختراعات میلیون دلاری که در دست دارد مشتریان زیادی را به خود معطوف کرده است. این جوان ایرانی اواخر سال میلادی در بزرگترین نمایشگاه تجهیزات الکترونیکی لاس وگاس آمریکا آخرین اختراعات و یافته ها و محصولات جدید خود را به نمایش خواهد گذاشت. بدون شک آینده درخشانی برای بیل گیتس آینده ایران سجاد یعقوبی وجود خواهد داشت.








نوع مطلب : شهر من ماکو، 
برچسب ها : با بیل گیتس ایرانی آشنا شوید-بیل گیتس،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 17 مرداد 1394
به سبب شهرت جهانی این کلیسا، مسیحیان دیگر کشورهای جهان از جمله ارمنستان، سوریه، لبنان، هلند، فرانسه، اتریش، آلمان، کانادا و دیگر کشورها نیز در این مراسم شرکت می‌کنند.
وب سایت تابناک با تو: اهرچند قرن‌هاست تاریخ ایران‌ با معماری اسلامی پیوند خورده، ‌در گوشه و کنار کشور می توانید بناهای کم نظیری از معماری غیر اسلامی را هم ببینید که به یادگارهای ماندنی در دنیا تبدیل شده اند. کلیسای قدیمی چالدران، یکی از همین بناهاست که لقب قدیمی ترین کلیسای دنیا را هم با خود یدک می کشد.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان

قره کلیسا از بناهای مذهبی متعلق به ارامنه بوده که در جنوب ماکو و 20 کیلومتری شمال شرقی چالدران در کنار روستایی به همین نام واقع شده است. قره در زبان ترکی آذری به معنای "سیاه" است و وجه تسمیه این نام سیاه بودن قسمتی از کلیساست.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان

ظاهرا ساختمان اصلی کلیسا تماما از سنگ‌های سیاه ساخته شده که پس از بازسازی قسمتی از سنگ‌ها به وسیله سنگ‌های سفید جایگزین شده است. به احتمال زیاد این عمل به صورت عمدی انجام شده تا آیندگان از شکل و ظاهر اولیه کلیسا مطلع باشند.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان

قره کلیسا، مزار تادئوس (طاطاووس) مقدس یکی از حواریون عیسی مسیح است. به استناد منابع تاریخی برای نخستین بار در سال ۴۳ میلادی دو نفر از حواریون به نام‌های طاطاوس و بارتولومئوس از شمال بین النهرین گذشته و برای رساندن پیام مسیح به آذربایجان وارد ایران می‌شوند.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان

«تادئوس مقدس» که یکی از حواریون عیسی مسیح و از بنیان‌گذاران کلیسای ارمنی است، در سال ۶۶ میلادی بخاطر بشارت مسیحیت به قتل رسید. مقبره وی در قره کلیسا قرار دارد و به صورت یکی از زیارتگاه‌های مهم ارمنیان از آن یاد می‌شود. در ‌این کلیسا دالان‌هایی تعبیه شده اند که برای آذوقه سربازان و افراد کلیسا بوده است.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان
 
این کلیسا در دوره‌های مختلفی، به دلایل مختلف ویران و مجددا بازسازی شده است. در سال 1230 میلادی (616 هجری) هنگام حمله چنگیز، قسمت بزرگی از این کلیسا ویران شد، ولی هنگام اقامت هلاکوخان مغول در آذربایجان، خواجه نصیرالدین طوسی به مرمت آن همت گماشت.

این کلیسا یک بار نیز در زلزله‌‌ سال 1319 میلادی، ویران شد که البته بنا بر روایت "آندرانیک هویان"، سندی درباره تعمیر آن به وسیله زکریای قدیس در سال 1329 در دست است. این کلیسا در سال 1691 میلادی با سنگ‌های سیاه، در سال 1810 به وسیله اسقف ماکو، به نام سیمون بزنونی با نصب سنگ‌های سفید و در زمان قاجار به وسیله عباس میرزا بازسازی شد.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان

 ‌موقعیت جغرافیایی کلیسا طوری است که اطراف آن را از هر طرف کوه در بر گرفته ‌و در کنار کلیسا رودخانه ای جاری است. دیوارهای کلیسا قطور است و با درهای کوچکی پوشانده شده است.  قسمت خارجی بنا دارای طرح‌های معماری جالبی از نقش‌های گل و بوته و تصاویر انسان است و روی سردر آن فرمان شاه عباس اول صفوی به زبان ارمنی دیده می‌شود.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان

قره کلیسا ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. تکنیک و حجم پردازی در بنای قره کلیسا به نوبه خود از کم نظیرترین پرداخت‌های هنرهای تجسمی است. با توجه به ویژگی‌های معماری در این بنای تاریخی، وجود دیوارهای دفاعی پیرامون کلیسا و وردی اصلی آن، این بنا حکم قلعه نیز دارد. در چهار جهت قلعه پنج برج دیده بانی به شکل یک قوس قرار گرفته است. قره‌کلیسا دارای ویژگی خاص معماری ارمنی بوده و از نظر حجم و تکنیک یکی از با ارزش ترین آثار تاریخی کشور محسوب می‌شود.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان

دو راه برای رسیدن به قره کلیسا دارید: راه اول از طریق تبریز است. فاصله تبریز تا قره کلیسا حدود 270 کیلومتر است و باید از شهرهای مرند، قره ضیاءالدین و شوط بگذرید. از شوط تا قره کلیسا حدود 35 کیلومتر است. قره کلیسا تقریباً در میانه راه شوط به چالدران قرار گرفته است. توجه فرمایید وقتی از شوط به سمت چالدران حرکت می‌کنید، سه راهی قره کلیسا در سمت راست شما قرار گرفته است. لازم به توضیح است که بخش عمده این مسیر، یعنی از تبریز تا سه راهی شوء جاده ترانزیت بین المللی است و از کیفیت بهتری نسبت به مسیر دوم برخوردار است.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان
 
مسیر دوم از ارومیه شروع می‌شود. فاصله ارومیه تا قره کلیسا حدود 275 کیلومتر است و لازم است شهرهای سلماس، خوی و چالدران را پشت سر بگذارید. جاده خوی به چالدران با مسافت حدود 100 کیلومتر، کوهستانی و نسبتاً فرعی است.

قره کلیسا در بین ارامنه مقدس است و بسیاری از آنان فرزندان خود را برای غسل تعمید به این کلیسا می‌برند، در آنجا جشن می‌گیرند، گوسفند قربانی می‌کنند و از خدا و حضرت مسیح (ع) آرزوهای خود را طلب می‌کنند.

قره کلیسا؛ یكی از قدیمی‌ترین کلیسا‌های جهان

در تیر ماه هر سال، هموطنان ارمنی از سراسر ایران به این کلیسا می‌آیند و ضمن زیارت مقبره «تاتائوس مقدس» آیین «ˈباداراک»ˈ (عشای ربانی) و نیایش و قربانی به جای می‌آورند.

به سبب شهرت جهانی این کلیسا، مسیحیان دیگر کشورهای جهان از جمله ارمنستان، سوریه، لبنان، هلند، فرانسه، اتریش، آلمان، کانادا و دیگر کشورها نیز در این مراسم شرکت می‌کنند.




نوع مطلب : شهر من ماکو، 
برچسب ها : قره کلیسا،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 7 مرداد 1394

 شهرستان ماكو یكی از شهرهای مرزی استان آذربایجان غربی در شمال غرب كشور است. این شهر به خودی خود و بدون در نظر گرفتن جاذبه های گردشگری اعم از ابنیه تاریخی و باستانی نیز دارای كشش جهت جذب گردشگر می باشد چه با داشتن طبیعت بكر و زیبا و جلوه های خدادادی مانند نحوه شكل گیری شهر مابین دو كوه(سبدداغی و كوه قیه) و عبور رودخانه زنگمار و وجود صخره های غیرقابل صعود و... می تواند در جذب توریست موفق عمل كند.

niniweblog.com

niniweblog.com

آثار تاریخی موجود در محوطه زیر داش قیه ماكو

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.com

 

  درباره قدمت ماكو و تاریخ این شهر صحبت بسیار است ولی با وجود آثار تاریخی و باستانی در آن هیچ شكی نیست. ماكو در قدیم با نامهای آرتاز ، شاوارشان ، قلعه قبان معروف بوده. سكنه اولیه شهرستان ماكو اورارتوها بودند. شهر بزرگ آنان به نام روسا در نزدیكی قریه بسطام بنا گردیده بود. پس از آنكه ارامنه به حكومت اورارتوها خاتمه دادند بر متصرفات آنها مسلط شدند. طبیعی است كه منطقه ماكو نیز ضمیمه حكومت ارمنستان گردید آثار كلیساهای قدیمی مخصوصاً كلیسای طاطاوس و خرابه شهرهایی به نام آرتازیا ، آرتز و آرشاكاوان ( یا خاور زمین به قول اكراد طایفه ساكان ) در ناحیه دامبات و آرماویر Armavir كنار رود ارس تسلط و نفوذ ارامنه را در این منطقه روشن می سازد. در سال ( 694 هـ . ش ) اسقف زاكاریا و پطرس برادرش حكومت سیاسی و مذهبی آرتاز را به دست آوردند. با صرف هزینه بسیار قلعه ماكو را كه محل اقامت آنان بود استحكام بخشیدند و راههای كاروان و پل هایی در مسیر راه ساختند و آنرا بصورت راهی تجاری و سوق الجیشی در آورده كه موقعیت ماكو و استحكامات تدافعی آن باعث تعجب بینندگان آن می شد.شاهزادگان ارمنی آرتاز بیش از یكصد سال با اتكا به استحكامات قلعه ماكو و مهارت در دفاع ، كلیه حملات مهاجمین به این منطقه را یكی پس از دیگری دفع كردندو حتی تیمور لنگ نیز نتوانست آنجا را تصرف كند.اسقف زاكاریا نه تنها راههای اطراف ماكو را مرمت كرد بلكه چهار پل با طاقهای قوسی روی رودخانه ماكو (زنگمار ) ساخت .بعد از تیمور ، قره قویونلوها بر آذربایجان مسلط شدند. قرایوسف در سال 785 هـ . ش ماكو را فتح كرد . همیشه در بین امرای قره قویونلوها منازعه بود تا اینكه شاه اسماعیل صفوی در چند جنگ الوند میرزا و سلطان مراد میرزا بازماندگان سلسله آق قویونلو را مغلوب و سلسله مزبور را منقرض و سلسله مقتدر صفوی را تأسیس كرد .

رودخانه زنگمار

گردنه قیرمیزیلیق(ماکو-آواجیق)

جاده ماكو-آواجیق

niniweblog.com

maku avajigh road-kirmizilik

 

طبیعت ماکو

niniweblog.com

  ماكو به سه بخش مركزی، شوط و پل دشت و دهستان های آن هم به سه قسمت مركزی(قلعه دره سی، چایباسار شمالی و جنوبی) شوط(یولاگلدی، قره قویون شمالی و جنوبی) و پل دشت(گچلرات غربی و شرقی، زنگبار و چایباسار شرقی) تقسیم می شود.

  شهر ماكو دارای آثار باستانی و تاریخی زیادی است كه به معرفی مشهورترین آنها خواهم پرداخت:

>>>دخمه اورارتویی شیرین و فرهاد<<<

  گوردخمه‌ بام فرهاد، در هفت کیلومتری ماکو در دل کوهی به نام «سنگر» در نزدیکی کوه‌های آرارات قرار دارد. پس از گذر از ۳۰ پله‌ی سنگی، ورودی بام فرهاد برای گردشگران نمایان می‌شود. این گوردخمه دارای سه اتاق با سنگ‌تراشی استادانه و زاویه‌بندی مناسب است که جز تاقچه‌ای کوچک با قوسی هلالی در یکی از اتاق‌ها، تزئینات دیگری در آن به چشم نمی‌خورد.

 

niniweblog.com

<<<پل پنج چشمه(بشگز)>>>

  پل ۴۳ متری پنج‌چشمه، از سنگ‌های تراشیده‌ی سیاه و سپیدی که زیبایی ویژه‌ای به پل داده، ساخته شده است. دیرینگی پل پنج چشمه که بر روی رودخانه‌ی پرآب زنگمار در شرق ماکو قرار دارد، به دوران صفویه بازمی‌گردد. این پل، پیش‌تر دارای پنج چشمه بوده است که در زمان قاجار با ادغام دو چشمه، اکنون چهار چشمه بیشتر ندارد. گفتنی است یکی از دهانه‌های پل، بزرگ‌تر از  سه چشمه‌ی دیگر و شکل آن نیز متفاوت از دهانه‌های دیگر است و شیب‌ تندتری دارد.

>>>گرمابه ماکو<<<

  گرمابه‌ی صفوی ماکو که در سال ۱۳۸۰ خورشیدی در کاوش‌های باستان‌شناسی سر از خاک به در آورد، دارای رختکن، گرم‌خانه، سربینه و … است. رختکن علاوه بر حوض، دارای سکوهای مرمری با کفش‌کن‌های کوچک جناقی در زیر است. سربینه دارای دو ورودی مارپیچ، چهار ستون سنگی، کف سنگی، پاشور و … است. درون گرمابه نیز قرینه است و حوضی در کف آن ساخته شده است که آب سرد حمام را تأمین می‌کرد. آب‌گرم نیز از حوضچه‌های مرمرین تأمین می‌شد. کف گرمابه نیز آب‌روهایی داشت که پساب را به بیرون از حمام منتقل می‌کرد.

گفتنی است این گرمابه در بافت تاریخی ماکو و در دامنه‌ی کوه قلعه‌قبان جای گرفته است.

 

<<<عمارت کلاه فرنگی>>>

  ساختمان کلاه‌فرنگی ماکو که پیشینه‌ی آن به دوران قاجار می‌رسد، در دو طبقه ساخته شده است. نمای بیرونی این بنا، هشت ضلعی و نقشه‌ی آن از داخل به شکل صلیب است. دور تا دور این عمارت را که تلفیقی از معماری ایرانی و فرنگی است، بالکنی با ۲۰ ستون چوبی، تزئینات گچ‌بری ماهرانه، نقش‌های گل و بوته، آینه‌کاری، نقاشی‌های رنگ و روغن و پنجره‌های ارسی با نقوش گوناگون و شیشه‌های رنگی فراگرفته است.

گفتنی است در کنار این ساختمان، عمارت شیر و خورشید با گچ‌بری‌هایی زیبا قرار دارد.

>>>کلیسای زور زور<<<

 بر فراز رودخانه‌ی زنگمار، کلیسای زور زور خودنمایی می‌کند. کلیسایی که در سده‌ی چهاردهم میلادی ساخته شده است، اما به دنبال ساخت سد بارون برای اینکه این سازه‌ی زیبا به زیر آب نرود به جایی مرتفع‌تر جابه‌جا شد. زور زور در سال ۲۰۰۸ به عنوان میراث جهانی در یونسکو ثبت شد.

كلیسای زور زور

 <<< کاخ موزه با غچه جوق-کاخ سردار ماکو>>>

   باغچة جوق ماكو در فاصلة 6 کیلومتری ماکو و حدود 2 کیلومتری از سمت غرب جاده اصلی بازرگان و در روستایی به نام باغچه جوق در استان آذربایجان غربی واقع شده است. كاخ تاریخی وبا شكوه باغچه جوق ماكو در باغی به وسعت حدود 11 هكتار در اواخر دوره قاجار به دستور اقبال السلطنه ماكویی، یكی از ســرداران مظفـــرالدین شاه و از حكام مقتدر آن دوره ( 1324-1313 هجری قمری) با 2500 متر مربع زیر بنا در باغی زیبا كه دارای انواع درختان میوه و گلها (بوته‎های بزرگ رز و ...) و درختان زینتی ( اقاقیا، تبریزی و...) و چشمه‌ای زلال می‎باشد، ساخته شد و تأثیر شگرفی از سبك معماری روسیهآن زمان پذیرفته است.

 قبلاً در همین وبلاگ در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ مطلبی در مورد این شاهكار معماری با ذكر جزییات نوشته ام. 

>>>ساختمان بیمارستان قدیمی ارتش<<<

 این بیمارستان قدیمی كه در بالای یك تپه قرار گرفته است فقط دیوارهای آن پابرجا می‌باشد. این بیمارستان در جنگ دوم جهانی به عنوان بیمارستان ارتش استفاده می‌شده است ولی امروزه به صورت مخروبه باقیمانده است.

<<<پل قلعه جوق>>>

  این پل در روستای قلعه جوق قرار گرفته است. بنای اصلی پل نسبتاً از بین رفته است ولی قسمتهایی از آن هنوز باقیمانده است. با مرمت آن می‌شود دوباره این پل باستانی را احیاء كرد. ضمناً در نزدیكی پل (در پایین) تفرجگاه وجود دارد كه با احیاء این پل می‌توان به جاذبه این قسمت افزود. این پل كه بر اثر حوادث طبیعی از بین رفته است پایین‌تر از آن پل جدیدی احداث شده است.

>>>پل قدیمی كشمش تپه<<<

  پل قدیمی كشش تپه از پل‌های قدیمی شهرستان می‌باشد كه توسط میراث فرهنگی مرمت كلی شده است و كنار جاده ماكو به بازرگان كنار جاده دیده می‌شود.

رودخانه ارس

تاج سد ارس

  البته لازم به ذکر است که ماکو دارای طبیعتی زیبا و بی نظیر در هر فصل می باشد و نقاط دیدنی بسیاری دارد مانند تالابهای قره بولاغ و یاریم قیه و بورالان که از ییلاقات ایلات ماکوست و رودخانه های قره سو  و ساری سو که طبیعت بکر و زیبایی دارد و در فرصتهای دیگر به آن خواهم پرداخت.



منبع:http://amirkabir-ejtemai.glxblog.com




نوع مطلب : شهر من ماکو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394
          
سه شنبه 4 فروردین 1394





نوع مطلب : شهر من ماکو، 
برچسب ها : آثارباستانی منطقه آزاد تجاری شهرستان ماکو،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 3 فروردین 1394

اقوام ترک و کرد آذربایجان‌غربی عید باستانی ایرانیان را با برپایی مراسم‌های خاص و ویژه‌ای جشن می‌گیرند و همه ساله سنت‌های دیرین این آئین باستانی را احیا می‌کنند.

 نوروز در فرهنگ مردم آئین خجسته‌ای بوده که ایرانیان را در هر نسلی، آئینی، مذهبی و از هر قومیتی، خارج از محدوده‌زمان و مکان به هم پیوند زده و با برگزاری مراسم ویژه این آئین، سنت‌ها و آداب رسوم کهن مردم منطقه احیا و نسل به نسل تداوم می‌یابد.

مردم شهر ماکو در گذشته آیین‌های زیادی برای استقبال از نوروز کهن داشتند که امروز برخی از آنها از حافظه مردم این سامان پاک شده‌اند و برخی نیز در آستانه فراموشی قرار گرفته‌اند.

از جمله رسم‌های زیبای ایام نوروز که در آذربایجان غربی و مخصوصا در شهر ماکو به فراموشی سپرده شده، رسم "تکم چی" ها نام دارد. چند روزی مانده به عید، تکم چی به طور نمادین، تکم، بز ساخته شده از قطعات چوب را در کوچه‌های روستاها و شهرها می‌چرخاند و در حالی که اشعاری به زبان ترکی و با صدای دلنشین می خواند نوید آمدن عید را می داد و پاداش خود را از مردم می گرفت.

غوغا و ولوله کودکان و نوجوانان در پیرامون تکم چی ها جنب و جوش خاصی به این آیین می‌داد. صدای نوروز و نجوای آمدنش را به نوعی می‌توان از تکاپو و شور و شوق زنان برای تر و تمیز کردن خانه و خریدهای نوروزی استشمام کرد.


گردگیری، زدودن ناپاکی و ناامیدی از خانه‌ها و دل‌ها

در شهر  ماکو از اواسط اسفندماه، خانه‌ها گرد و غبار یک ساله را با آیین خانه تکانی از رخسار می‌زدایند و رنگ و بوی تازه‌ای می‌گیرند.

وسعت این رسم که در منطقه به "هیس آلماق" موسوم است آن چنان در یکی دو هفته مانده به عید بیشتر می شود که گاهی مشکل کمبود و قطع آب آشامیدنی شهری را در پی می‌آورد.

مردم ماکو هنوز هم اسفندماه را با عنوان بایرام آیئی " ماه عید" می‌خوانند و مطابق سنت‌های کهن و قدیمی مردم آذربایجان غربی هفته اول اسفند ماه را "چیله قووان" یعنی هفته‌ای که چله زمستان را فراری می‌دهد یا یالانچی چارشنبه "چهارشنبه دروغین" می‌نامیدند و با آیین‌هایی اتمام فصل زمستان را جشن می‌گرفتند.

در گذشته ماکو، چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسم به "کوله چارشنبه" یعنی چهارشنبه کوتاه بود و سومین چهارشنبه نیز "موشتولوقچی چارشنبه "چهارشنبه پیام آور" یا  " قره چارشنبه " چهارشنبه سیاه یا بزرگ " یا " خبرچی چارشنبه " نام داشت.

در مطالعات مردم شناسی انجام گرفته هر کدام از این چهار چهارشنبه ماه اسفند، نمادی از عناصر چهارگانه یعنی آب، خاک، باد و آتش بودند که با طبیعت کشاورزی منطقه آذربایجان غربی نیز سنخیت دارند و مردم نیز هر کدام از این چهارشنبه ها را به نوعی با آیین هایی خاص گرامی می‌داشتند.

در بعضی خانه‌های روستایی شهر ماکو، رسم است که اسپندی دود کرده در دو طرف در خانه می‌ریزند تا اهل خانه از چشم حسود و بیگانه در امان بوده و در برخی دهات منطقه هنوز رسم رفتن به سر چشمه و آب تازه آوردن باقی است.

در گذشته نه چندان دور برای این روز مردم لباس‌های تمیز و تازه خود را می‌پوشیدند و کوزه‌ای که در بین اقلام خرید چهارشنبه قرار داشت را پر آب تازه می‌کردند و گاهی چایی صبحانه روز چهارشنبه شان از همان آب تهیه می‌شد.

از مراسم دیگر در شهر ماکو تخم‌مرغ شکنی است. تخم‌مرغ‌ها را در پوست پیاز می‌پختند تا رنگ بگیرد و آن را در بین کودکان به عنوان سوغاتی چهارشنبه توزیع می‌کردند.

مراسم شال‌اندازی سنت و آیینی است که یواش یواش از زندگی شهری خارج می شود ولی هنوز در بیشتر مناطق روستایی آذربایجان غربی معمول است. امروزه، پیشرفت تکنو‌لوژی و فرهنگ شهرنشینی این رسم زیبا را آرام آرام به محاق فراموشی می‌سپارد.

شال اندازی در ماکو، مبتنی بر شیوه ای بود و آیین آن چنین بوده است که بعد از مراسم آتش افروختن در چهارشنبه، جوانان بر بام خویشان و همسایگان رفته و دستمالی را از پنجره و در روستا‌ها از روزن بام‌هابه درون آویزان می‌کردند و صاحبخانه دستمال را از آجیل و میوه و سایر هدایا پر می‌کرد و می گفت: "چک الله مطلبین وئرسین " یعنی : " بکش؛ خداوند مرادت را بدهد "

از مراسم بسیار قدیم آخرین چهارشنبه‌ سال، مراسم بخت گشایی بود، هرچند که امروزه همسرگزینی با روش‌های مدرن و تلفنی و اینترنتی و سایر شیوه ها مرسوم شده است اما یاد‌آوری این سنت خالی از لطف نیست.

مراسم بخت گشایی شامل گره زدن دستمال یا چارقد بود بدین ترتیب که دختران دم بخت گرهی به دستمال یا چارقد خود می‌زدند و از اولین رهگذر می خواستند تا به امید باز شدن گره از کارشان، گره را بگشاید.

بیرون رفتن از خانه در صبح روز چهارشنبه آخر سال و پرکردن کوزه آب از مراسم مرسوم بخت‌گشایی بود. فال‌گیری از مراسمی بود در روز چهارشنبه، که مردم تفالی می زدند بر سالی که در راه بود. در آذربایجان غربی همچنین یکی از مراسم فالگیری، مراسم فالگوش ایستادن بوده است.

این رسم که بیشتر از سوی زنان خانه انجام می گرفت بدین صورت بود که در مکانی که دیده نشوند می ایستادند و کلیدی زیر پای خود نهاده و به سخنان رهگذران گوش می دادند و تفال می‌زدند.

از مراسم دیگر، خرید آجیل چهارشنبه‌سوری است که هنوز هم در آذربایجان غربی به نام "یئدی لوین" به معنی آجیل هفت رنگ یا "چارشنبه یئمیشی" معروف است.

سفره هفت سین نماد زندگی و سرسبزی بهار

تزیین سفره هفت سین و آماده کردن سبزه نوروزی از دیگر رسومی است که در آذربایجان غربی همچنان رایج است.

سفره هفت سین در بعضی از مناطق روستایی ماکو چندان مرسوم نبوده و به جای آن سفره عید در خانه‌ها گسترده می‌شد و افرادی که برای عید دیدنی به آن خانه می آمدند در آن سفره می نشستند و پذیرایی می‌شدند.

سبزه رویاندن که معمولا از گندم، عدس، جو و سایر روییدنی ها انجام می‌گرفت یکی دو هفته مانده به عید به وسیله زنان خانواده مهیا می شد و این سبزه در خانه به عنوان مظهر رویش و سرسبزی باقی می ماند و در سیزدهم نوروز به دامان طبیعت یا در آب روان رها می‌شد.

ماندن سبزه عید در خانه بعد از سیزده بدر در افواه مردم شگون ندارد و به نوعی می توان گفت که رها کردن سبزه نوروزی در آب روان به معنای جریان زندگی و حیات دوباره جانداران است.

مردم ماکو، در جریان عید و شادی، آیین های دینی و مذهبی را فراموش نکرده اند، هنوز در جای جای آذربایجان غربی رسم گرفتن اولین دریافتی، به عنوان برکت سال از بین صفحات قرآن کریم رایج است.

قبل از تحویل سال نو، پدر و یا بزرگ خانه به تعداد افراد خانوار اسکناس هایی را در درون صفحات قرآن مجید قرار می دهند و با تحویل سال و خواندن دعای تحویل سال افراد خانه اولین دریافت نقدی خود را در سال جدید از قرآن کریم می گیرند و اعتقاد دارند این به کارشان در سال جدید برکت می‌دهد.

همچنین مردم  برای اینکه یاد و خاطره از دنیا رفتگان را نیز گرامی بدارند و تسلی خاطری از بازماندگان کنند نیز رسم و آیین خاصی دارند.

درشهر ماکو، افرادی که عزیزی را از دست داده اند عید نوروز برای آنها با عنوان قره بایرام "عید سیاه" نام گرفته است.

بعد از تحویل سال نو، دید و بازدید از بزرگان خانواده و اعضای فامیل از رسوم مردم آذربایجان غربی است که چند روز اول عید در مناطق شهری و روستایی استان به این امر اختصاص می‌یابد.

مراسم عید نوروز با آیین سیزده بدر پایان می‌یابد که در این روز مردم به خارج از شهرها می‌روند و این روز را در دامن طبیعت سپری می‌کنند.

منبع : سایت مرزداران




نوع مطلب : شهر من ماکو، 
برچسب ها : آداب و رسوم بایرام (عید) در ماکو-،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 3 فروردین 1394
موقعیت جغرافیایی منطقه آزاد تجاری شهرستان ماکو





شهرستان ماكو 135 كیلومتر مرز آبی مشترك با جمهوری خودمختار نخجوان و 128 کیلومتر مرز مشترک با ترکیه ، در مجاورت كشورهای تركیه ، ارمنستان ، با موقعیت بسیار استثنایی قراردارد .

این شهرستان از شمال به رود قره سو و كشور تركیه و از شرق به رود ارس (جمهوری خودمختار نخجوان و ارمنستان ) ازجنوب به شهرستان خوی و از غرب به كشور تركیه محدود است .

شغل مردم شهرستان ماکو تجارت مرزی ، کشاورزی و دامداری میباشد . بزرگترین گمرک زمینی کشور بنام گمرک بازرگان در این شهرستان میباشد. دارای یک بازارچه مشترک مرزی بنام ساریسو بین ایران و ترکیه میباشد که مبادلات مرزی بین ایران و ترکیه در این بازار انجام میگیرد

شهرک صنعتی ماکو در حدود 33 هکتار در محور ماکو – بازرگان قراردارد و زمین فاز دوم شهرک صنعتی ماکو مراحل قانونی را برای احداث طی میکند

این شهرستان دارای سه سد بنامهای – سد ماکو – شد شهید جواد قنبری – سد دانالو میباشد

این شهرستان از مرکز استان 281 کیلومتر فاصله دارد.

شهرستان ماكو در 5/45 درجه طول جغرافیایی و 21/39 درجه عرض جغرافیایی واقع شده كه فاصله آن تا مركز استان 292 كیلومتر و تا تهران 862 كیلومتر میرسد اختلاف ساعت تهران با ماكو 25 دقیقه و 36 ثانیه میباشد .

این شهرستان با 2400 كیلومتر مربع مساحت با دوبخش مركزی و بازرگان و 5 دهستان دارای 86728 نفر جمعیت میباشد.شهرستان ماكو با توجه به همسایگی با كشور های جمهوری خود مختار نخجوان –ارمنستان- از شرق وازشمال غرب با كشور تركیه و هم مرز بودن با آنها از نظر استراتژیكی از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. از اهم ویژه گی این شهرستان وجود تنها گمرك زمینی  كشور در مرز بازرگان و جاده ارتباطی با اروپا  میباشد.

با تمایل خورشید به طرف جنوب و كوتاه شدن روزها فشار زیاد میگردد و بادهای باران آور غربی جایگزین بادهای شمالی می گردد . این بادها در فصل پائیز و زمستان پس از عبور از روی اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه و جذب رطوبت از آنها در برخورد با كوههای مرزی سبب ریزش برف و باران می شوند كه منبع و سر چشمه دائمی رودهای نسبتاً منظم حوضه دریاچه ارومیه – ارس – دجله را فراهم می آورد .

هر قدر از شمال دریاچه به طرف رور ارس پیش می رویم بتدریج از ارتفاع زمین كاسته می شود و میزان بارش از 400 میلی متر  به 250 میلی متر كاهش پیدا می كند .




نوع مطلب : شهر من ماکو، 
برچسب ها : موقعیت جغرافیایی منطقه آزاد تجاری شهرستان ماکو،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 2 فروردین 1394

پیشینه تاریخی منطقه آزاد تجاری شهرستان ماکو





تاریخچه ماكو :


شهر ماكو در شمال غربی ایران بلحاظ ملاحظات سیاسی و نظامی در سال 1012 هجری شمسی توسط شاه عباس صفوی بناشد.این شهر در ازمنه قدیم منطقه ای استراتژیك و حساس بوده است.بطوریكه با استقرار عده ای مسلح در بلندیهای آن امكان رخنه به آذربایجان غیر ممكن بوده است .ماكو صرف نظر از اینكه از نقطه نظر دفاع از آذربایجان موقعیتی استراتژیك داشته است ، غالباً محل و پناهگاه امنی برای یاغیان در مقابل شاهان ایران بشمار می رفته است . در زمان صفویه و قبل از آن بجای این شهر ، قلعه ای معروف به قلعه قبان پناهگاه یك نفر شورشی به همین نام بوده كه با دولت صفویه و بخصوص شاه عباس یاغی شده و این محل را مركز تاخت و تاز قرارداده بود. شاه عباس صفوی مدتها برای تسخیر قلعه كوشید و بالاخره با حیله ای خاص قلعه را متصرف و پس از كشتن قابان آنجا را تخریب و شهر فعلی ماكو  را بنا نهاد.كه پس از خرابی قلعه در تخته سنگی اشعاری بدین مضمون به دستور شاه عباس صفوی حك شده است و تاكنون نیز باقی مانده است.

این قلعه كه اسم او قبان بود                  ضرب المثل همه جـــــهان بود

عـباس شه آن كه در ركابش                 فتح و ظفر هم عـــــــــنان بود

فـــــــرمود خرابی مكان را                  چون خانه مكر و مفـــسدان بود

باغـات و قلاع و كوه و صحرا                در عرض دو ماه بی نشـــان بود

از ضـــربت تیشه دار دوران                  ســنگش به همه طرف روان بود

هر كار كه كرد اكبر از صدق                  چون نقش به سنگ درجهان بود

از پیـــــر خرد سؤال كردم                  تاریـــــخ عـنـب بر آن بــــود

همچنین نوشته اند كه شاه عباس صفوی پس از ویران كردن قلعه قبان اجداد ایل بیات ماكوئی را از نخجوان كوچانیده و در پای مخروبه آنها را برای مرزداری ایران جای داد. و به همین جهت این شهر به ماكو معروف شد.

 اقبال السلطنه ماكوئی معروف به سردار ماكو از خاندانی بود كه از زمان صفویه به مرزداری و نگاهداری از سرحد شمال غربی ایران مشغول بودند.این طایفه كه قدیمی ترین خانواده ماكو محسوب میشوند با شركت در جنگلهای ایران و روسیه در زمان قاجار و ابراز رشادت ، قوت و اعتبار فراوانی كسب كرده بودند. و از آنجائیكه سردار سپه ( رضا شاه ) تحمل وجود شخصیت ها و رجال نامی را نداشته و نیز ؛ جهت تصاحب ثروت عظیم سردارماكو، دستور قتل وی را به امیر لشكر آذربایجان عبدالله خان طهماسبی صادر مینماید كه وی نیز سردار ماكو را با خدعه و نیرنگ فریب داده و به تبریز دعوت می كند و با تزریق سم به قتل می رساند.

در گوشه و كنار این شهرستان آثار تاریخی فراوانی وجود دارد كه این آثار حكایت از سابقه درخشان تاریخی منطقه دارد كه به دلیل توجه خاص و همكاری تنگاتنگ مراجع دولتی از جمله میراث فرهنگی و سرمایه گذاری كلان شهرداری ماكو در حال باروری و درخشندگی جهانی میباشد. كه تمامی مناطق ذیل توسط سازمان حفظ میراث فرهنگی كشور كد گذاری و ثبت گردیده و جزء آثار باستانی مهم كشور محسوب میشوند. از جمله : مسجد جامع ماكو ، كاخ سردار ماكو(اقبال السلطنه ماكوئی ) ، ساختمان كلاه فرنگی ، ایوان فرهاد ، كتیبه قلعه قبان ، پل بشگوز ، كلیسای ننه مریم ، دیر كشیشان ، ساختمان شورای داوری ، بقایای محل اصلی شهر واقع در حوالی مسجد حضرت ابوالفضل(ع) شامل برج و باروی مسكونی و نظامی شهر دارای برجهای رفیع ، كتیبه قلعه قبان ، ایوان فرهاد (بقای عصر سنگ و تمدن اورارتوری ) بقایای شهر تاریخی دامباط ، حمام تاریخی ماكو واقع در حوالی خرابه های قدیمی شهر ، پل بشگوز ، پل قره كرپی ، پل قلعه جوق ، ساختمان شیر و خورشید(شورای داوری) در اغلب نقاط این شهرستان حكایت از قدمت چندین هزار ساله این شهر دارد.

نظر به اعلام سازمان میراث فرهنگی كشور ؛ قسمت اعظم شهر ماكو به عنوان مراكز تاریخی و باستانی ثبت و مورد حمایت سازمان مذكور قرار گرفته كه تاكنون در جهت مرمت و بازسازی و خدمات دهی و عملیات جذب توریست نیز توسط سازمان مذكور و شهرداری ماكو به نحو قابل ملاحظه ای در قالب پروژه های عمرانی و ابادانی سرمایه گذاری انجام گرفته است.

همچنین از نظر صنعت گردشگری دارای جاذبه های فراوان طبیعی و تاریخی بوده و زمینه های لازم جهت گسترش این صنعت در ماكو وجود دارد و بستر مساعدی جهت توسعه بخشیدن به صنعت گردشگری بویژه اكوتوریسم فراهم گردیده است.

سابقه تاریخی شهر ماكو به 367 سال و شهرداری ماكو به 65 سال میرسد





http://doustali.mihanblog.comlمنبع

/




نوع مطلب : شهر من ماکو، 
برچسب ها : پیشینه تاریخی منطقه آزاد تجاری شهرستان ماکو-ماکو شهر سنگی-منطقه آزاد ماکو،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 2 فروردین 1394





پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی